اينكه همهء مشايخ آن غير مسلمانند ، چه اهمّيّت و ارزشى مىتوان تصوّر كرد .
خدايا ! بر ما ببخشاى كه بازگشت همه به سوى تو است و تويى داور بحقّ .
بلى ، تنها گناه شيعيان ، كه نزد ابن حزم قابل بخشودگى نيست ، دوستى و ولاى آنان نسبت به على بن ابى طالب و اولاد او از ائمّهء طاهرين عليهم السّلام است كه بر طبق كتاب و سنّت بدان گرويدهاند و در نتيجهء همين ولاى اهل بيت عرض و آبرويى كه براى هرمسلمانى محترم است ، آنان را مباح مىشود و اين خداست كه بايد ميان ما داورى قاطع نمايد .
اما اينكه پنداشته است آغاز تشيّع به دعوت كسى بود كه با اسلام مكر و دشمنى مىكرد ، مقصودش عبد اللّه سبا مىباشد كه امير المؤمنين عليه السّلام او را به گفتار الحاد آميزش به آتش سوزانيد و شيعيان على عليه السّلام در لعن او و اظهار نفرت از او ، از آن بزرگوار پيروى كردند .
مىپرسيم : چه موقع اين پليدى در حزب علوى ديده شده است ، تا تشيّع تاريخش را از آن گرفته باشد و آيا در همهء نسلها و دورههاى تشيع يك نفر شيعه را پيدا مىكند كه به اين مرد منحرف گرويده يا منسوب باشد ؟
ولى اين مرد اصرار دارد شيعيان را به هردروغ و فضيحتى نسبت دهد .
اگر او درصدد يافتن حقيقت بود ، با آگاهى كامل در مىيافت كه بذرافشان تشيّع در حقيقت مؤسّس اسلام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است ، از همان روزى كه دوستان على عليه السّلام را شيعيانش ناميد و با تعريف و تمجيد آنان را به دو نسبت مىداد و امّت را به دوستى و پيروىاش فرامىخواند .
و از آنجا كه اين نسبت سخت بىپايه و بىاساس است ، بيش از اين در ردّ آن تفصيل نمىدهيم ، تنها به يك كلام زرّين از استاد محمّد كرد على اكتفا مىكنيم كه گفته است :
اينكه پارهاى از نويسندگان معتقدند مذهب تشيّع بدعت عبد اللّه بن سبا ، معروف به ابن سوداء است ، ناشى از جهل و نادانى نسبت به اين مذهب است . كسى كه ارزش اين مرد را نزد شيعيان بشناسد و بداند كه آنان از او و اعمال و گفتارش بيزارى مىجويند و دانشمندانشان متّفقا او را مورد توبيخ و حمله قرار مىدهند ، به خوبى مىداند اين سخن تا
الغدير ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٣٧