مردى از فرزندانم در اين مكان به دار آويخته مىشود . هركس كه نظركردن بر اعضاى ممنوع بدن او را بپسندد ، خداوند وى را به رو در آتش مىافكند . « 1 »
و كلام امام باقر ، محمّد بن علىّ عليه السّلام : پروردگارا پشت مرا به زيد محكم گردان .
و چون او را مىديد ، به اشعارى تمثّل جسته ، مىفرمود :
- به جان تو سوگند كه فلانى سستاراده و زبون نيست .
- و نه پرخاشگرى كه اگر برادرش او را از كارى نهى كند ، كينه و دشمنى او را به دل گيرد .
- او خوشسرشت و نرمخوى است ، همانند نوك نى كه نرم و آرام به هرسو مىچرخد ، ولى ريشه و تنهاش استوار است .
- اگر بر او فرمانروا شوى ، كاملا فرمانبردار خواهد بود ، و اگر كارى به دو محوّل كنى ، آن را با كفايت به انجام رساند .
- فلانى فقر و بىنوايىاش براى خود اوست و غنا و ثروتش براى ديگران . « 2 »
روزى زيد بر آن حضرت وارد شد ، امام با ديدن او اين آيه را خواند :
اى كسانى كه ايمان آورديد ، از به پادارندگان سرسخت عدالت باشيد و براى خدا گواهى دهيد . « 3 » آنگاه فرمود : تويى زيد ، به خدا تويى اهل اين آيه . « 4 »
و سخن امام صادق عليه السّلام كه فرمود : او باايمان ، عارف ، دانشمند و صادق بود . او هرگاه پيروز مىشد ، به پيمان خود وفا مىكرد ، و چنانچه به قدرت مىرسيد ، خوب مىدانست آن را به كه بسپارد . « 5 »
آن حضرت عليه السّلام نيز هنگامى كه خبر قتل او را شنيد ، فرمود :
در راه خدا حساب مىكنم ، عمويم خوب عمويى بود ، عمويم رادمرد بود ، دنيا و آخرت ما بود و به خدا سوگند عمويم چون شهداى ركاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام و حسين
هامش
( 1 ) . كتاب الملاحم ، سيّد ابن طاوس ، باب سى و يكم .
( 2 ) . الاغانى ، ابو الفرج اصفهانى : 20 / 127 .
( 3 ) . نساء 4 / 135 .
( 4 ) . الروض النّضير : 1 / 55 .
( 5 ) . رجال كشى 184 .