تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و نيز اين شعر از او نقل شده است : - فداى دهانى شوم كه پيش از چشيدن ، دل به شيرينىاش گواهى مىدهد . - همانند گواهى من به خدا كه از روى خلوص بر پروردگاريش گواهى مىدهم . - ديده تا دل راهنمايش نباشد ، كجا مىتواند شادابىاش را دريابد . « 1 » و از اوست : - گويا غصّه‌هاى مردم در تمام روى زمين ، با اينكه دل من يك‌جا بيش نيست ، بر من وارد شده است . - من بر اين مطلب دو گواه عادل دارم : بيدارى شب و سرشك ؛ و چه فراوانند مدّعيان بىگواه . « 2 » و نيز او راست : - چهره‌اى بسان ماه شب چهارده با امتيازى كه نور در برابرش متحيّر است . - در چهرهء ماه خطوط سياه ديده مىشود ، ولى در چهرهء شادمان او مرواريد پراكنده‌اند . « 3 » اين شعر هم از اوست : - از جوانى ، با همهء طراوتهايش ، همانگونه كه برگ از شاخسار درخت جدا مىشود ، بيرون آمدم . - با سرشك ديدگانم بر جوانىام نوحه‌سرايى كردم ، ولى نه سرشكم و نه نوحه‌سرايىام مرا سودى نبخشيد . - كاش روزى جوانىام بازمىگشت تا شكوهء آنچه را كه پيرى با من كرده است ، برايش سردهم . « 4 »
هامش
( 1 ) . انوار الربيع 480 . ( 2 ) . همان 481 . ( 3 ) . همان 528 . ( 4 ) . نشوة السكران 79 . اين ابيات با تفاوت كمى در ديوان ابو العتاهية 23 ثبت شده است .