تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
قدر و فضيلت و ورع زيد اتّفاق‌نظر دارند . امّا شعراى شيعه : كميت ، در هاشميّات خود قصيده‌اى دارد كه زيد بن على و فرزندش حسين را رثا ، و بنى هاشم را با اين مطلع مدح گفته است : - آيا مرد گمراهى يافت مىشود كه در رأى خود انديشه كند ، و آيا كسى هست كه بعد از اعراض و بدى به حقّ روآورد ؟ و در خصوص زيد چنين گفته است : - بر پيامبر مصيبت فرزندش كه ديروز از يوسف بن عمر ثقفى « 1 » حاكم شام وارد شد ، سخت است . - او خبيثى در گروه خبيثان است و اگر بگويى از گروه زانيان ، نسبت ناروايى به او نداده‌اى . سديف بن ميمون هم در قصيده‌اى گويد : - از خطاهاى بنى عبد شمس مگذريد و بنياد آنها را از پيروجوان بكنيد . - شهادت حسين و زيد بن على را به خاطر آوريد و آن كشته‌اى كه در كنار مهراس به جا ماند « 2 » . و ابو محمد عبدى كوفى كه شرح حالش در همين كتاب « 3 » گذشته است ، چنين گويد : - بنى اميّه پندارند كه بنى هاشم بالأخره از آنان در مىگذرند و خون زيد و حسين پامال مىشود . - هرگز ، به خداى محمّد قسم كه خون آنها پامال نشود تا آنجا كه نرم و درشت آنان را بر سر كوى و بازار بفروشند . - چنان خوار شوند ، همانند خوارى زن در برابر شوهر ، آن هم با شمشير آبدار ، و دين همهء خونهاى ريخته‌شده باز يافته گردد .
هامش
( 1 ) . يوسف بن عمر ثقفى ، عامل هشام در عراق بوده است و همو كشندهء زيد است . ( 2 ) . نام چشمه‌اى در كوه احد است و منظور از آن كشته ، حمزة بن عبد المطلب مىباشد . ( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 326 - 329 .