تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

تولّد و وفات

از تاريخ ولادت شاعر ما ، حمّانى كمترين خبرى در دست نيست ، ولى از تاريخ وفاتش كه در سال 301 و وفات پدرش كه در سال 206 در خلافت معتمد « 1 » واقع شده است ، برمىآيد كه وى از معمّرين بوده و قرن سوم را از ابتدا تا انتها درك كرده است . در باب تاريخ دقيق وفات او اختلاف پديد آمده است . عمرى نسب‌شناس در كتاب المجدى از قول شيخ ما ابو الحسن بن جعفر سخنى نقل كرده است كه خلاصه‌اش اين است : حمّانى در سال 270 ، پس از بيرون آمدن از زندان ، بدرود زندگى گفته است . ابن حبيب صاحب التاريخ فى اللوامع مرگ او را به سال 301 گفته و اين صحيح است . ابن اثير هم گفته است : وفات او به سال 260 روى داد و خدا آگاه است . به عقيدهء ما تاريخ صحيح همان است كه صاحب المجدى آن را صحيح دانسته ، زيرا او بعد از حوادثى كه بر سر بنى طاهر بن مصعب آمد و حكومتشان بعد از مرگ آخرين رئيسشان عبيد اللّه بن طاهركه در دوازدهم شوال سال 300 ه در گذشته است ، منقرض شد ، بر خانه‌هاى مخروبهء آنها گذر كرده و اشعارى از خود به عنوان عبرت سروده است . ازاين‌رو ، بايد بپذيريم كه تا آن زمان زنده بوده و در 301 بدرود زندگى گفته است . از سيّد ما حمّانى ، فرزندانى متشخّص و دودمانى از علما ، پيشوايان و شخصيتهاى بزرگ كه برخى در طليعهء شاعران و اديبان و خطيبان قرار گرفته‌اند ، به جاى مانده است . خاندان مشهور قزوينى كه بنيادهاى اصيل و عميقى در علم و فضل و ادب داشته و در شهرهاى مختلف عراق مىزيند از فرزندان حمّانى هستند ، چنان كه او را پدران بزرگوارى است كه در قلّهء شرف و نهايت درجهء فضيلت هستند . يكى از آن پدران ، جدّ اعلاى او زيد شهيد است . در اينجا مناسب است كه خلاصه‌اى از عقيدهء شيعه را دربارهء زيد بيان كنيم ، زيرا كه پرده‌هايى از اغراض جنايتكارانه و نسبت‌هاى دروغين در ميان آمده كه لازم است برداشته شود .
هامش
( 1 ) . مروج الذّهب : 2 / 413 .