تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
او امّا حسان ، ابو عبيده گويد : تمام عرب‌ها اجماع كرده‌اند و بالاتفاق پذيرفته‌اند كه حسان شاعرترين شهرنشينان است و در بين شاعران شهرنشين از همه تواناتر است . از سه جهت بر بقيهء شاعران برترى دارد : وى شاعر انصار بود و در دوران زندگى پيامبر براى حضرتش شعر مىسرود و سوم اينكه در عصر اسلام شاعر منحصر به فرد تمام مملكت يمن بود . روزى پيامبر به او فرمود : از زبان تو چه‌قدر باقى مانده است ؟ حسان زبانش را از دهان بيرون آورد تا آنجا كه به سر بينى خود ماليد و سپس گفت : به خدا قسم اگر زبانم را بر سنگى بكوبم سنگ مىشكافد و اگر به مويى بزنم آن را مىتراشد و از بين مىبرد و خوشم نمىآيد كه آن را دربارهء قبيله معدّ به كار اندازم و درباره آنان سخنى بگويم . « 1 » رسول خدا براى او منبرى در مسجد شريفش گذاشته بود ، وى بر روى آن منبر به‌پا ايستاده و از آن حضرت تعريف و ستايش مىكرد ، پيامبر مىفرمود : خداوند حسان را به روح القدس تأييد مىفرمايد مادامى كه دربارهء رسول خدا سخنى گويد و مدح او را بسرايد . « 2 » بر همين حالت در دوران پيامبر زندگى كرد و به مديحه‌سرايى رسول خدا و بزرگان صحابه اشتغال داشت ، هنگامى كه پيامبر رحلت فرمود و بدرود زندگى گفت روزى حسان در مسجد مدينه مشغول سرودن اشعار بود ، عمر او را سرزنش كرده « 3 » و گفت : در مسجد رسول خدا شعر مىخوانى ؟ حسان گفت : من در همين مسجد با حضور شخصى كه از تو خيلى بهتر بود اشعارم را مىخواندم و او چيزى نمىگفت و سپس روى به ابو هريره نموده و گفت : تو سخن رسول خدا را شنيدى كه مىگفت : خداوندا ! حسان را به روح القدس مؤيد فرما و دعايم را اجابت نما ؟ ابو هريره گفت : آرى .
هامش
( 1 ) . البيان و التبيين ، جاحظ : 1 / 150 و 68 . ( 2 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 287 به اسنادى كه وى و ذهبى صحيح مىدانند . ( 3 ) . ابن عبد البرّ در الاستيعاب و ابن عساكر در تاريخ خود : 4 / 126 و صحيح ، مسلم : 2 / 384 : به او نگريست و در لفظ احمد در مسند : 5 / 222 ، ساكت شو ، آمده است .