تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ابو عبد اللّه آبىّ مالكى گويد : اين مطلب دلالت مىكند بر اينكه عمر از خواندن شعر در مسجد خوشش نمىآمد و لذا در خارج مسجد ميدان وسيعى را براى اين كار آماده ساخت و گفت : هركس مىخواهد كه آواز بخواند و يا شعرى بسرايد برود ميان آن ميدان و اشعارش را بسرايد و آوازش را بخواند . « 1 » اين دستورات جناب خليفه مخالف رفتار پيامبر اكرم در دوران زندگيش بود و در همانجا حسان او را محكوم كرده و او را قانع ساخت و به او گفت : كسى كه فرمانش اجرا نمىشود نظريه و رأيش اعتبارى ندارد . پيش از آنكه حسان اين سخن را به عمر بگويد ، رسول اكرم وى را از آن انديشه نادرست منع فرمود و حقائقى را كه در اشعار حسان نهفته است به او گوشزد فرمود . اين مطالب را رسول خدا هنگامى كه در اطراف كعبه طواف مىكرد و مهار ناقه‌اش در دست عبد اللّه بن رواحه بود و اين اشعار را مىخواند به عمر تذكر داد . - راه باز كنيد اى كافرزادگان و از سر راه او به يك سو رويد ، زيرا تمام خوبىها با رسول خدا است . - ما طبق نزول آيات قرآن شما را زديم ، زدنى كه مغزها را از كاسه سر بيرون مىكند . - و زدنى كه خاطرهء دوست را از فكر دوست بيرون ببرد ، اى پروردگار ! من به گفتار رسولت ايمان دارم . عمر به او گفت : اى فرزند رواحه ! در اينجا شعر مىگويى ؟ ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : اى عمر نمىدانى چه مىگويد يا نمىشنوى اشعارش را ؟ ! در روايت ابى يعلى چنين آمده است : كه پيامبر فرمود : اى عمر ! دست از او بردار ، سوگند به خداوندى كه جان من در دست قدرت او است سخنان او را از فرو رفتن تير به جان كفار سخت‌تر است « 2 » . حسان از جمله كسانى است كه به ترس معروفند . ابن اثير گويد : حسان ترسوترين
هامش
( 1 ) . شرح صحيح مسلم 317 . ( 2 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 7 / 391 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 87 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى