عمر بن الخطاب پيوسته به خدا پناه مىبرد از اينكه مشكلى پيش آيد و على براى حلّش حاضر نباشد « 1 » . از عطاء سؤال شد : در اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كسى داناتر از على بود ؟ گفت : نه . به خدا كسى را داناتر از او سراغ ندارم .
عبد اللّه بن مسعود روايت كرده است : قرآن به هفت حرف نازل شده و هريك از حروف را ظاهرى و باطنى است ؛ و على عليه السّلام علم ظاهر و باطن قرآن را داراست « 2 » . و ما نظير اين احاديثى كه دربارهء علم على نقل شد در كتب حديث زياد مىبينيم كه اگر آنها را جمع كنند كتاب ضخيمى را تشكيل مىدهد .
شعرى ديگر از حسان دربارهء على عليه السّلام
ابو المظفر سبط ابن جوزى حنفى « 3 » ، و گنجى شافعى « 4 » و ابن طلحهء شافعى « 5 » ، اشعار زير را به حسان نسبت مىدهند و ابن طلحه ، ضمن نقل اشعار گويد : اين اشعار از قول حسان منتشر و گوشبهگوش و زبانبهزبان بازگو شده و امّا اشعار عبارتند از :
- خداوند دربارهء على و وليد قرآن نازل نمود على را مؤمن و وليد را فاسق خواند .
- هرگز مؤمنى كه خداشناس است با فاسق خائن برابر نيست .
- على با عزت و كرامت در پيشگاه خداوند حاضر مىشود و وليد با هلاكت و خوارى .
- به زودى وليد در جهنّم به جزاى اعمال خود مىرسد ، در حالى كه على عليه السّلام بدون شك داخل بهشت مىشود .
ابن ابى الحديد اشعار حسان را نقل كرده « 6 » و بعد از شعر سوم اين ابيات را اضافه دارد :
- به زودى وليد و على عليه السّلام به حساب خوانده مىشوند .
هامش
( 1 ) . بيشتر راويان بزرگ و پيشوايان حديث اين روايت را نقل نمودهاند .
( 2 ) . اين حديث را ابو نعيم در حلية الاولياء : 1 / 65 از راويان بزرگ نقل كند .
( 3 ) . تذكرهء سبط ابن جوزى حنفى 115 .
( 4 ) . كفايه 55 .
( 5 ) . مطالب السؤول 20 .
( 6 ) . شرح نهج البلاغه : 2 / 103 .