- و حق پيغمبر را با چشاندن سوز عطشى فرو ننشستنى به آنها ، نگه نداشتند .
- حسين را كشتند و پيغمبر را به سوگ سبطش نشاندند راستى كه پس از ماتم وى ديگر ماتمها آسان نمود .
- چگونه مىتوان آرام گرفت حال آنكه زينب در زمرهء اسيران بود و از سوز عطش فرياد مىزد و مىگفت :
- اى جد بزرگوار ، اى احمد ! اين حسين تو است كه به شمشير دشمن كشته و پارهپاره شده و به خون آغشته گرديده است .
- عريان و برهنه و بر خاك افتاده و پامال سم ستوران و اسبتاخته است و اجساد پاك و بىگور و كفن فرزندان كشتهات در پيرامون او به خاك فتاده .
- اى نياى بزرگ و بزرگوار ! اينها را از آب فرات منع كردند و به تشنگى و بىآبى كشتند .
- اى جد والامقام ! از ماتم و بسيارى مصيبت و آنچه بر من مىرود ، مىافتم و مىخيزم .
و اين ابيات از چكامهاى طولانى است كه وى در رثاى سبط شهيد سروده است :
- از شامى كه مردم آن شوم و تيرهروز بودند و از نگونبختى سپاهشان را ابليس فرماندهى مىكرد ،
- لعنت بر آنها باد ! چنين مردمى كه امام خود را مىكشند و پيكر پارهپارهاش را بر خاك رها مىكنند ملعون خواهند بود .
- اى واى من كه دختران گريان پيغمبر را عريان و سربرهنه اسير كردند .
- مرگ و ننگ بر شما ! آيا به دوزخ آن تنگناى زشت و پست خرسند آمديد ؟
- و به نادانى عزت زندگى نفيس خود را به دنياى ديگران فروختيد ؟
- و بيعت ننگين اموى دنيا شما را خوار كرد . وه ! كه بهره بيعتكنندگان چه ناچيز و پست بود .
- مرگ و ننگ بر كسى كه با او بيعت كرديد ، گوئي رهبرتان را سرنگون در دوزخ مىبينم ،
- اى خاندان محمّد صلّى اللّه عليه و آله پس از پيغمبر از اين مردم چون گبر ، چهها كه ديديد ؟
- چه اشكها كه به پايتان ريخته شد ! و چه جانها كه به روز وقعهء كربلا براى حسين از تن
الغدير ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٤٥