تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
- و حق پيغمبر را با چشاندن سوز عطشى فرو ننشستنى به آنها ، نگه نداشتند . - حسين را كشتند و پيغمبر را به سوگ سبطش نشاندند راستى كه پس از ماتم وى ديگر ماتمها آسان نمود . - چگونه مىتوان آرام گرفت حال آنكه زينب در زمرهء اسيران بود و از سوز عطش فرياد مىزد و مىگفت : - اى جد بزرگوار ، اى احمد ! اين حسين تو است كه به شمشير دشمن كشته و پاره‌پاره شده و به خون آغشته گرديده است . - عريان و برهنه و بر خاك افتاده و پامال سم ستوران و اسب‌تاخته است و اجساد پاك و بىگور و كفن فرزندان كشته‌ات در پيرامون او به خاك فتاده . - اى نياى بزرگ و بزرگوار ! اينها را از آب فرات منع كردند و به تشنگى و بىآبى كشتند . - اى جد والامقام ! از ماتم و بسيارى مصيبت و آنچه بر من مىرود ، مىافتم و مىخيزم . و اين ابيات از چكامه‌اى طولانى است كه وى در رثاى سبط شهيد سروده است : - از شامى كه مردم آن شوم و تيره‌روز بودند و از نگونبختى سپاهشان را ابليس فرماندهى مىكرد ، - لعنت بر آنها باد ! چنين مردمى كه امام خود را مىكشند و پيكر پاره‌پاره‌اش را بر خاك رها مىكنند ملعون خواهند بود . - اى واى من كه دختران گريان پيغمبر را عريان و سربرهنه اسير كردند . - مرگ و ننگ بر شما ! آيا به دوزخ آن تنگناى زشت و پست خرسند آمديد ؟ - و به نادانى عزت زندگى نفيس خود را به دنياى ديگران فروختيد ؟ - و بيعت ننگين اموى دنيا شما را خوار كرد . وه ! كه بهره بيعت‌كنندگان چه ناچيز و پست بود . - مرگ و ننگ بر كسى كه با او بيعت كرديد ، گوئي رهبرتان را سرنگون در دوزخ مىبينم ، - اى خاندان محمّد صلّى اللّه عليه و آله پس از پيغمبر از اين مردم چون گبر ، چه‌ها كه ديديد ؟ - چه اشك‌ها كه به پايتان ريخته شد ! و چه جان‌ها كه به روز وقعهء كربلا براى حسين از تن