نمونههايى از اشعار مذهبى دعبل
در سوگ سبط شهيد امام سوّم چنين سروده است :
- آيا از ديده اشك مىريزى و از سوز دل رنج مىبرى ؟
- و بر آثار دودمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىگريى و سينهات از حسرت به تنگ آمده است ؟
- هان ! به حق بر ايشان بگرى و از گردش روزگار باران اشك از ديدگان ببار .
- و مصيبتشان را به روز عاشورا و آن پيشامد سختى كه از بزرگترين دشوارىهاى زمان بود از ياد مبر .
- خداوند به باران بهارى پيكرهاى افتاده در دشت كربلا را سيراب كناد و بر روان پاك حبيب خود حسين درود پياپى فرستد .
- كشتهاى كه در كنار دو نهر در بيابان كربلا افتاد ، كشتهء بىگناهى كه فقدانش ما را به درد آورد و تنها ماندهاى كه فرياد مىكرد : ياوران من كجا رفتند ؟
- من تشنهء عطشزده در سرزمين غربتم و كشته و ستم رسيدهاى بىگناهم سرش را بر فراز نى زدند و خاندان پريشان و آشفتهاش را به اسارت كشيدند .
- به پسر سعد كه خدا روانش را به درد آرد ، بگو به زودى عذاب دوزخ را به لعن و نفرين درخواهى يافت .
- به روزگار دراز تا آنگاه كه باد صبا مىوزد ، بر گروهى كه همگى به گمراهى فتادند .
- و گفتار پيغمبر خدا را به شبههانگيزى تباه كردند ، در بام و شام نفرين باد .
دعبل ، أمير مؤمنان عليه السّلام را نيز مىستايد و از خاتمبخشى او در نماز به سائل و نزول آيه شريفهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
چنين ياد مىكند :
- قرآن به برترى خاندان پيغمبر و ولايت غير قابل انكار على ناطق است .
- به ولايت پس از پيغمبر آن برگزيده نيكمرد و راستگوى دوستدار ناطق است ،
- آنگاه كه وى نماز مىگزارد و نيازمندى دست تمنّا دراز كرد .
- و او با بخششى بزرگوارانه كه از اين بخشندهء پسر بخشنده سزاوار بود ، خاتمش را به