تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣

نمونه‌هايى از اشعار مذهبى دعبل

در سوگ سبط شهيد امام سوّم چنين سروده است : - آيا از ديده اشك مىريزى و از سوز دل رنج مىبرى ؟ - و بر آثار دودمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىگريى و سينه‌ات از حسرت به تنگ آمده است ؟ - هان ! به حق بر ايشان بگرى و از گردش روزگار باران اشك از ديدگان ببار . - و مصيبت‌شان را به روز عاشورا و آن پيشامد سختى كه از بزرگ‌ترين دشوارىهاى زمان بود از ياد مبر . - خداوند به باران بهارى پيكرهاى افتاده در دشت كربلا را سيراب كناد و بر روان پاك حبيب خود حسين درود پياپى فرستد . - كشته‌اى كه در كنار دو نهر در بيابان كربلا افتاد ، كشتهء بىگناهى كه فقدانش ما را به درد آورد و تنها مانده‌اى كه فرياد مىكرد : ياوران من كجا رفتند ؟ - من تشنهء عطش‌زده در سرزمين غربتم و كشته و ستم رسيده‌اى بىگناهم سرش را بر فراز نى زدند و خاندان پريشان و آشفته‌اش را به اسارت كشيدند . - به پسر سعد كه خدا روانش را به درد آرد ، بگو به زودى عذاب دوزخ را به لعن و نفرين درخواهى يافت . - به روزگار دراز تا آنگاه كه باد صبا مىوزد ، بر گروهى كه همگى به گمراهى فتادند . - و گفتار پيغمبر خدا را به شبهه‌انگيزى تباه كردند ، در بام و شام نفرين باد . دعبل ، أمير مؤمنان عليه السّلام را نيز مىستايد و از خاتم‌بخشى او در نماز به سائل و نزول آيه شريفهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
چنين ياد مىكند : - قرآن به برترى خاندان پيغمبر و ولايت غير قابل انكار على ناطق است . - به ولايت پس از پيغمبر آن برگزيده نيكمرد و راستگوى دوستدار ناطق است ، - آنگاه كه وى نماز مىگزارد و نيازمندى دست تمنّا دراز كرد . - و او با بخششى بزرگوارانه كه از اين بخشندهء پسر بخشنده سزاوار بود ، خاتمش را به