تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
مرد و در همان قريه به خاك رفت و گفته‌اند كه وى را به « سوس » بردند و در آنجا به خاك سپردند . « 1 » و در تاريخ ابن خلّكان است كه وى در ( طيب ) كه شهرى در ميان واسط عراق و كور اهواز است كشته شد . و حموى « 2 » گفته است كه قبر دعبل پسر على خزاعى در « زويله » « 3 » است و بكر بن حمّاد در اين‌باره چنين سروده است : - مرگ ، دعبل را به زويله و در سنگستان احمد بن خصيب رها كرد . بر جستجوگر مخفى نماند كه ترديد ابن عساكر « 4 » پس از ذكر وفات مترجم به سال 246 ، و اين سخن او كه [ گفته‌اند : دعبل معتصم را هجو كرد و او شاعر را كشت و نيز آورده‌اند كه مالك را هجو كرد و او كسى را در پى شاعر فرستاد تا مسمومش كند ] ترديدى بىتأمل و نقل قولى بىتدبّر است ، زيرا معتصم به سال 227 و 9 سال قبل از شهادت شاعر درگذشته است و نيز آنچه حموى آورده است « 5 » كه [ چون دعبل معتصم را هجو كرد وى خون شاعر را هدر نمود و دعبل به طوس گريخت و به گور رشيد پناه برد ولى معتصم پناهش نداد و او را به سال 220 قتل صبر كرد ] بر خلاف اتّفاق قول مورّخان و دانشمندان رجال در مورد درگذشت شاعر به سال 246 است . بحترى كه با شاعر و ابى تمام كه پيش از دعبل درگذشت ، دوست بود در سوگ آن دو چنين سرود : - آرامگاه حبيب و دعبل به روز مرگشان ، بر درد دلم افزود و آتش به جانم زد . - اى دوستان من ! باران رحمت پيوسته بر شما ريزان باد و ابرى پرآب و باران‌زا گورتان را سايبانى كناد . - گور اين يكى ( دعبل ) در اهواز و از مسير نالهء نوحه‌گر به دور است و قبر ديگرى ( ابى تمام ) در موصل است .
هامش
( 1 ) . الاغانى : 18 / 60 ؛ معاهد التنصيص : 1 / 208 . ( 2 ) . معجم البلدان : 4 / 418 . ( 3 ) . در مرز سرزمين سودان است . ( 4 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 5 / 242 . ( 5 ) . معجم البلدان : 4 / 418 .