تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
و راويان حديث از جانب دعبل عبارتند از : 1 - برادرش ابو الحسن على كه در بسيارى از كتب حديث و تراجم ذكرش آمده است . 2 - موسى بن حمّاد يزيدى . « 1 » 3 - ابو الصلت هروى ( م 236 ) . 4 - هارون بن عبد اللّه مهلبى ( در امالى و عيون ) . 5 - على بن حكيم ( در اصول كافى ) . 6 - عبد اللّه بن سعيد اشقرى ( اغانى و غير آن ) . 7 - موسى بن عيسى مروزى . 8 - ابن منادى ، احمد بن ابى داود ( م 272 ) ( تاريخ ابن عساكر ) . « 2 » 9 - محمّد بن موسى بريرى ( تاريخ ابن عساكر ) .

امّا رفتار دعبل با خلفا و وزرا :

اين ناحيه از زندگى شاعر ، فراخ ميدان و پردامنه است و جستجوگر در ميان كتب تاريخ و تذكره‌هاى مفصّل ادبى ، بخش‌هايى را در پيرامون آن نگاشته مىبينند كه سخنان بىجا بسيار دارد و ما از تمام آنها درمىگذريم و فقط اندكى را گلچين مىكنيم . 1 - يحيى بن اكثم گفت : مأمون دعبل را به نزد خود خواند و امان بخشيد و من در آنجا نشسته بودم كه شاعر از در درآمد و مأمون وى را گفت : قصيدهء رائيّه‌ات را بخوان . دعبل سرودن چنين قصيده‌اى را انكار و از آن اظهار بىاطلاعى كرد . مأمون گفت . ترا بر آن قصيده همان‌طور كه به جان امان دادم ، امان مىبخشم و شاعر چنين خواندن گرفت : - دلبرم چون كناره گيريم از زنان ديد ، نگران شد و خردمندى را گناهى نابخشودنى شمرد . - وى با گيسوان سپيدش و با آنكه به گروه پيران پيوسته است ، آرزوهاى جوانى دارد .
هامش
( 1 ) . فهرست ، نجاشى 117 . ( 2 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 5 / 228 ؛ المعاجم ابن المنادى : محمّد بن عبيد اللّه است .