دعبل در طبقات الشعراء و در ( بخش ) مردم حجاز چنين ياد كرده است . « 1 »
اخبار شعراى بغداد « 2 » .
و آنچنانكه در تاريخ ابن عساكر است ، دعبل را ديوان شعر فراهم آمدهاى بوده است . و ابن نديم گفته است : صولى اشعار وى را در 300 برگ پرداخته است ، و در فهرست خود يكى از كتابهاى ابى فضل احمد بن طاهر را كتاب اختيار شعر دعبل دانسته است . « 3 »
از نشانههاى نبوغ دعبل ، چكامهاى است كه در مناقب يمن و برترى شاهان و ديگر مردم آن سروده و بنا به آنچه در نشوار المحاضره تنوخى است در حدود 60 بيت دارد و مطلع آن چنين است : « 4 »
افيقى من ملامك يا طعينا * كفاك اللوم مر الاربعينا « 5 »
وى اين قصيده را در ردّ چكامهء كميت كه در ستايش نزاريان گفته و 300 بيت دارد و نخستين بيتش اين است :
الا حيّيت عنا يا مدينا * و هل ناس تقول مسلّمينا
پرداخته . كميت نيز آن قصيده را در ردّ چكامه اعور كلبى سرود كه سرآغازش چنين است : اسودينا و احمرينا . . .
دعبل پس از سرودن آن قصيده پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديد كه او را از يادكرد كميت به بدى نهى فرمودند . اين شاعر تا آن روز كه به ردّ كميت نپرداخته بود ، پيوسته در نزد مردم گرامى و گرانقدر بود و اين ردّيه از اسباب افتادگى او شد و ابو سعد مخزومى قصيدهاى در ردّ وى سرود « 6 » و به دنبال اين پيكار و درگيرى ، فخرفروشى نزار بر يمن و سرافرازى يمن بر نزار آغاز شد و هريك از اين دو گروه به مفاخر خويش توسل جستند
هامش
( 1 ) . الاصابة ، ابن حجر : 4 / 74 .
( 2 ) . المؤتلف ، آمدى 67 كه مطلبى را تحت اسم كتاب شعراى بغداد از او نقل كرده است .
( 3 ) . الفهرست 210 .
( 4 ) . نشوار المحاضرة 176 .
( 5 ) . يعنى : « اى سرزنشگر دست از نكوهشت بردار كه ملامت چهل سالهات ترا بس است .
( 6 ) . الاغانى : 18 / 29 و 31 .