- وى مردى بردبار و در روزگارى كه بيشتر مردم سخن به صواب مىگفتند ، به راستگويى شهره بود .
پس در شرافت اين دودمان همين بس كه پنج نفر شهيد دارد كه همگان مورد عنايت خداوند و در خدمت پسر عم پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بودهاند و عبد اللّه خود از دلاوران پيشگام و سواركاران برجسته و آراسته به بالاترين مراتب ايمان بود .
زهرى وى را از دهاة پنجگانه عرب شمرده است . « 1 » در روز صفّين امير المؤمنين به وى فرمان حمله داد . و او با همراهانش كه ميمنه سپاه على بود حمله كرد و در آن روز دو شمشير و دو زره داشت و پيشاپيش همه شمشير مىزد و مىگفت :
- جز بردبارى و توكّل بر خدا و به كار گرفتن سپر و نيزه و شمشير برّان و پس از آن پيشاپيش همه چون شترانى كه به آبشخور مىروند ، به ميدان تاختن ، راهى نمانده است .
و پيوسته مىتاخت تا به معاويه رسيد و پيروان وى را به كام مرگ كشيد معاويه نيز فرمان داد تا به عبد اللّه بديل بتازند و به حبيب بن مسلمه فهرى كه در ميسرهء سپاهش بود پيغام فرستاد تا با همراهانش به عبد اللّه حمله آورد . هردو سپاه درهم آميخت و آتش جنگ در ميان ميمنهء عراقيان و ميسرة شاميان شعله كشيد پيشاپيش همه عبد اللّه بديل چنان شمشير مىزد كه معاويه را از جا كند وى فرياد مىكشيد : خونخواهى عثمان ! و مقصودش برادر كشتهء خود بود ولى معاويه و سپاه او پنداشتند كه مقصودش عثمان بن عفان است . معاويه مقدار زيادى عقب نشست و براى بار دوم و سوم به حبيب بن سلمه پيغام فرستاد و از او كمك و يارى خواست . حبيب با ميسرهء سپاه معاويه چنان حملهء سختى به ميمنه سپاه عراق كرد كه آن را از هم دريد تا آنكه از همراهان ابن بديل به غير از در حدود صد نفر از قرّاء كه پشتبهپشت يكديگر داده و از هم دفاع مىكردند ، كسى به جا نماند و ابن بديل در دل لشگر فرو رفته و در انديشه قتل معاويه جوياى جايگاه او بود و به آن سو مىتاخت تا به وى رسيد . در كنار معاويه ، عبد اللّه بن عامر ايستاده بود . معاويه به مردمش بانگ زد : واى بر شما ! سنگسارش كنيد . سرانجام ابن بديل را از پاى
هامش
( 1 ) . همچنين الاصابة : 2 / 281 .