كردهاند و شبراوى و شبلنجى به شماره ابيات آن - همانطور كه پيش از اين گذشت - تصريح نمودهاند ، پس آنچه پيش از اين از حموى ياد كرديم كه گفته است : « نسخههاى اين قصيده گوناگون است و در برخى از آنها فزونىهايى است كه گمان مىرود ساختگى باشد و گروهى از شيعيان افزوده باشند و ما آنچه را كه درست مىنمايد مىآوريم » از گمانهاى گناهآلود است چه خود او در معجم البلدان ابياتى آورده كه غير از ابيات درست دانستهاى است كه در معجم الادباء ياد كرده است « 1 » و مسعودى « 2 » و ديگران برخى از اشعارى را كه حموى در معجم البلدان آورده است ، ياد كردهاند .
و شبراوى در الاتحاف و شبلنجى در نور الابصار ابيات فزونترى از آنچه حموى درست پنداشته است ، ثبت نمودهاند ، و ممكن نمىنمايد كه ما سخنان اين اعلام را رد كنيم تا ساختگى بودن برخى از ابيات قصيده را اثبات كرده باشيم . و چون حصول دانش تدريجى است ، احتمال مىرود كه حموى در روز تأليف معجم الادباء به بيشتر از آن ابياتى كه از قصيده ياد كرده است ، آگاهى نداشته و چون علم او گسترش بيشترى يافته است ، ديگر ابيات قصيده را مسلّم دانسته و در معجم البلدان كه در تأليف متاخرتر از معجم الادباء است آورده و به همين جهت در اكثر مجلدات معجم البلدان حواله به معجم الادباء مىدهد . « 3 » امّا بدگمانى او به شيعه وادارش كرده است كه در هنگام تدوين كتاب نسبت تزوير به آنها دهد و ما در اين بدگمانى به حسابرسى او نمىپردازيم چه خداوند در كمينگاه است و او بهترين رقيب و حسابرس است .
شاعر را بشناسيم
ابو على يا ابو جعفر دعبل پسر على بن رزين « 4 » بن عثمان بن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) . ر ك : معجم الادباء : 2 / 28 .
( 2 ) . مروج الذهب : 2 / 239 .
( 3 ) . مثلا ر ك : معجم الادباء : 2 / 45 ، 117 ، 135 ، 186 ؛ 3 / 117 ، 184 ؛ 4 / 228 ، 400 ؛ 5 / 187 ، 289 ؛ 6 / 117 .
( 4 ) . و در الاغانى : 8 / 29 چنين است : ابن سليمان بن تميم بن نهشل بن خداش بن خالد بن عبد بن دعبل بن انس بن خزيمة بن سلامان بن اسلم بن اقضى بن حارثة بن عمرو بن عامر بن مزيقيا .