و ثقه از راوى ثقهء ديگرى به نام حميد طويل و او از انس بن مالك آورده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شبى كه مرا به آسمان بردند ، فرشتهاى را ديدم كه بر منبرى از نور نشسته و فرشتگان ديگر گردش را گرفتهاند گفتم : اى جبرئيل اين فرشته كيست ؟ گفت :
نزديك شو و بر او سلام كن ، چون نزديك رفتم و سلام كردم ، برادر و پسر عمّم على بن ابى طالب را ديدم . گفتم : اى جبرئيل ! آيا على درآمدن به آسمان چهارم بر من پيشى گرفته است ؟ گفت : نه ، ليكن فرشتگان ، از شوق ديدار على ، به خدا شكايت بردند و خداى تعالى اين فرشته را از نور بر چهره على عليه السّلام ساخت و آنها در هرشب و روز جمعه هفتاد هزار بار وى را زيارت و خدا را تسبيح و تقديس مىكنند و ثواب آن را به دوستدار على هديه مىنمايند . « 1 »
و از سرودههاى عبدى است :
- خداى متعال ، على رغم منافقان ، فاطمه را به همسرى على درآورد ،
- و يك پنجم زمين را مهر او كرد ، زهى چنين كابينى .
و نيز امير مؤمنان را چنين مىستايد :
- چه شبهاى سختى را كه بيدار ماند و چه روزهاى گرمى را كه به روزهدارى گذراند .
و نيز در مدح على عليه السّلام گفته است :
- اى على ! تو چشم خدا و جنب الهى كه هركس در حقّت تقصير كرد ، به خوارى در دوزخ افتاد .
- تو كشتى نجات و صراط مستقيم جاودانهء ، هدايتى .
- لبتشنگان حوض كوثر ، بر تو وارد مىشوند ، گروهى را سيراب و عدهاى را محروم مىكنى .
- تويى گذرگاهى كه هركس را بخواهى به بهشت و آن را كه بخواهى به دوزخ مىفرستى .
بيان برخى از احاديثى كه در بعضى از اين ابيات است ، گذشت .
و اما در اين سرودهء او :
هامش
( 1 ) . الكفاية ، گنجى 51 ، و گفته است اين حديث حسن و عالى است .