تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
- خداوند جبرئيل را فرمود تا به آواز بلند فرشتگان را فراخواند ، ملائكه گرد آمدند و روى به بيت المعمور پروردگار ، آوردند . - جبرئيل به خطبه‌خوانى پرداخت و خدا را حمد نمود و به بزرگى ستود . - ( و خداوند فرمود ) : يك پنجم زمين من از آن زهرا و بقيهء آن از آن ديگران است . - در اين هنگام درخت طوبى بر سر حوران بهشت ، مشك و عبير نثار كرد . توضيح بيت :
اذ أتته البتول فاطم تبكي * و توالى شهيقها و الزفيرا
اشاره است به روايتى كه حافظ عبد الرّزاق از معمّر و او از ابن ابى نجيح و او از مجاهد و او از ابن عبّاس آورده و خطيب بغدادى به اسناد خود آن را نقل كرده كه ابن عبّاس گفت : چون پيغمبر فاطمه را به همسرى على درآورد فاطمه گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! آيا مرا به مردى دادى كه نيازمند و بىچيز است ؟ پيغمبر فرمود : مگر خشنود نيستى ؟ براستى كه خداوند از اهل زمين دو مرد را برگزيد كه يكى از آن دو پدرت و ديگر شوهر تو است . « 1 » و در نزهة المجالس از عقائق چنين آمده است : فاطمه عليها السّلام در شب عروسى خويش گريست ، و پيغمبر سبب گريه وى را پرسيد و زهرا چنين گفت : تو مىدانى كه من دوستدار دنيا نيستم ، ليكن چون در اين شب به ناچيزى خويش نگريستم ، ترسيدم على بگويد : با خود چه آورده‌اى ؟ پيغمبر فرمود : آسوده باش كه على هميشه خرسند و خشنود است . پس از آن زنى يهودى و ثروتمند ازدواج كرد و زنان را دعوت نمود و آنها فاخرترين جامه‌هاى خويش را پوشيدند و گفتند : مىخواهيم ناظر نادارى و نيازمندى دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله باشيم ، او را نيز دعوت كردند ، جبرئيل جامه‌اى بهشتى ، فرود آورد و چون زهرا آن جامه را پوشيد و سرانداز سر كرد و در ميان جمع نشست آنگاه كه پرده بالا رفت ، و آن جامه درخشيد زنان گفتند : اى فاطمه ! اين جامه را از كجا آوردى ؟ گفت : از
هامش
( 1 ) . تاريخ ، خطيب بغدادى : 4 / 195 ؛ المستدرك ، حاكم : 3 / 129 ، آن را صحيح دانسته ؛ مجمع ، هيثمى : 9 / 112 ؛ سيوطى و در ترتيب آن : 6 / 391 ؛ نزهة المجالس : 2 / 226 .