مىگزارديم و در مدينه از كنار حسن بن على گذشتيم و معاويه بن جديح - جديح را به تصغير بخوانيد - هم با ما بود . به حضرت حسن گفتند : اين است معاوية بن جديح كه على عليه السّلام را لعن مىكند ! ! فرمود : بياوريدش . چون آوردندش ، فرمود : تو على را ناسزا مىگويى ؟ گفت نه ! فرمود : به خدا اگر با او ملاقات كنى ، - و نمىپندارم كه در رستاخيز به ديدارش برسى - مىبينيش كه بر كنار حوض رسول خدا ايستاده و رايات منافقان را با عصاى عوسجيش كه بدست دارد ، مىراند اين حديث را آن صادق مصدق ( محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) براى من بازگو كرده است و دروغپرداز زيانكار است . « 1 »
طبرانى اين روايت را آورده و در عبارت اوست كه حضرت حسن فرمود : مىيابى او را كه آماده و مصمّم ، ناسپاسان و دورويان را از حوض رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىراند . ( اين ) گفتار صادق مصدق محمّد است .
و اين شعر عبدى :
و إليك الجواز تدخل من شئت * جنانا و من تشاء جحيما
اشاره است به اين معنى كه در اخبار بسيارى وارد شده است و ما به يادآورى برخى از اين اخبار بسنده مىكنيم :
1 - حافظ ابن سمّان در الموافقه از قول قيس بن حازم روايت كرده است كه گفت :
ابو بكر صديق ! على بن ابى طالب را ديد و بر روى او لبخند زد . على فرمود : چرا خنديدى ؟ گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : هيچكس از صراط نمىگذرد مگر آنكه على برايش پروانهء عبور نوشته باشد . « 2 »
2 - مجاهد از ابن عبّاس نقل كرده است كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چون روز رستاخيز آيد ، خداى عزّ و جلّ ، جبرئيل و محمّد را بر صراط مىايستاند و هيچكس از آن نمىگذرد ، مگر آنكه براتى از على بن ابى طالب دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 138 .
( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 244 و 177 ؛ الصواعق 75 ؛ اسعاف الراغبين 161 .
( 3 ) . المناقب ، خوارزمى 253 ؛ شمس الاخبار ، قرشى 36 .