پرچمند . و امّا سوم : وى بر كنار حوض من ايستاده و هركه را از امّت من مىشناسد سيراب مىكند . تا آخر حديث . « 1 »
5 - شاذان فضيلى به اسناد خود از امير مؤمنان روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على ! از پروردگار خود در مورد تو پنج خصلت خواستم كه به من ارزانى داشت . امّا يكم : از پروردگارم خواستم كه آنگاه كه خاكم را مىشكافد و گرد از سر و رويم مىزدايد ، تو با من باشى و خواستهام را برآورده كرد . امّا دوم : از او خواستم كه در كنار كفهء ميزان مرا بهپا دارد و تو با من باشى . اين خواستهام را هم برآورد . امّا سوم : از او خواستم كه ترا پرچمدار من و آن لواى بزرگ الهى قرار دهد كه رستگان و روندگان به بهشت در زير آنند . اين را نيز به من داد . امّا چهارم : از پروردگارم خواستم تو ساقى امتم از حوضم باشى و خداى پذيرفت . امّا پنجم : از پروردگارم خواستم ترا پيشرو امت من ( در رفتن ) رو به بهشت قرار دهد و اين را به من ارزانى فرمود . پس خدا را سپاس كه به دادههايش بر من منّت نهاد . « 2 »
6 - طبرانى در الاوسط از ابى هريره در حديثى روايت كرده است كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على ! گويى مىبينمت كه بر ( كنار ) حوض من ايستادهاى و مردم را از آن مىرانى و آنجا صراحىهايى است كه چون ستارگان آسمان ( مىدرخشد ) و من و تو و حسن و حسين و فاطمه و عقيل و جعفر در بهشت برادرانه بر سريرى روبروى هم نشستهايم . تو با منى و شيعهات بهشتى است . « 3 »
7 - از جابر بن عبد اللّه است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على ! سوگند به آنكه جانم در دست اوست كه تو در روز رستاخيز مدافع حوض منى و با عصاى خود مردان را از آن مىرانى ، آنچنانكه شتر بيگانه را مىرانند و گويى مقام ترا در كنار حوض مىبينم . « 4 »
8 - حاكم به اسناد مصحح خود از على بن ابى طلحه آورده است كه گفت : ما حج
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 2 / 203 ؛ كنز العمّال : 6 / 403 .
( 2 ) . المناقب ، خوارزمى 202 ؛ فرائد السمطين باب 12 ؛ كنز العمّال : 6 / 402 .
( 3 ) . مجمع الزوائد : 9 / 173 .
( 4 ) . المناقب ، خطيب 65 .