زودى فتنهاى پديد مىآيد ، از خداوند بترسيد و بر شما باد كه از بزرگمردى چون على بن ابى طالب پيروى كنيد ، چه من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه به او مىفرمود : تو نخستين كسى هستى كه به من ايمان آوردى و در رستاخيز اوّلين كسى خواهى بود كه با من مصافحه مىكنى و تويى صديق اكبر و تويى فاروقى كه حق و باطل را از هم جدا مىكند و تويى يعسوب مؤمنان ، و ثروت يعسوب كافران است . و تويى برادر و وزير من و بهتر كسى كه پس از من مىماند و پيمان مرا نگه مىدارد . « 1 »
4 - پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در شب معراج ، پروردگارم به من گفت : اى محمّد ! چه كسى را به خلافت خود بر امّت ، گماردهاى ؟ گفتم : پروردگارا ! تو داناترى ، گفت : اى محمّد ! من ترا به رسالت برگزيدم و براى خويش انتخابت كردم ، تو پيغمبر من و برگزيدهء من از ميان آفريدگان منى ، و پس ( از تو ) آن صدّيق اكبر و آن پاك و پاكيزه نهادى است كه او را از سرشت تو آفريدم و وى را وزير تو ساختم و پدر دو سبط پاك و پاكنهاد تو ، آن دو سرور جوانان اهل بهشت قرار دادم و همسر او بهترين زنان جهان است . تو ، درختى ، و على شاخه و فاطمه برگ و حسن و حسين بار آن درختاند . آن دو را از سرشت عليّين آفريدم و شيعه شما را از ( طينت ) شما ساختم ، چه اگر گردنهاى آنان را به شمشير بزنند ، بر مهرشان نسبت به شما مىافزايند ، گفتم : پروردگارا ! صديق اكبر كيست ؟ فرمود : برادرت على بن ابى طالب است . « 2 »
5 - على عليه السّلام فرمود : من بندهء خدا و برادر پيغمبر و صدّيق اكبرم و كسى به ( اين لقب ) پس از من قائل نخواهد شد ، مگر آنكه دروغگو و دروغپرداز باشد . من هفت سال پيش از همهء مردم نماز گزاردهام . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 257 ؛ و نيز ر ك : المواقف ، قاضى ايجى : 3 / 276 ؛ نزهة المجالس ، صفورى : 2 / 205 .
( 2 ) . شمس الاخبار ، قرشى 33 .
( 3 ) . ابن ابى شيبه به سند صحيح اين روايت را آورده ؛ الخصائص ، نسايى 3 رجال سند آن ثقهاند ؛ السنة ، ابن ابى عاصم ؛ المستدرك ، حاكم : 3 / 112 روايت را صحيح دانسته ؛ المعرفة ، ابو نعيم ؛ السنن ، ابن ماجه :
1 / 57 ؛ تاريخ ، طبرى : 2 / 213 ؛ عقيلى و خلعى نيز آن را روايت كردهاند ؛ الكامل ، ابن اثير : 2 / 22 ؛ شرح