تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
6 - معاذه گفت : از على آنگاه كه بر منبر بصره خطبه مىخواند ، شنيدم كه مىگفت : منم صديق اكبر كه ايمان آوردم پيش از آنكه ابو بكر ايمان آورد و اسلام آوردم پيش از آنكه ابو بكر اسلام آورد . « 1 » و اين شعر عبدى :
اسماهما قرنا على سطر * بظلّ العرش راتب
اشاره است به حديث نگارش نام فاطمه و پدر و شوهر و فرزندان او در ظلّ عرش و بر باب بهشت . چه خطيب بغدادى از ابن عبّاس روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در شب معراج ، ديدم كه بر در بهشت نوشته‌اند : لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه علىّ حبيب اللّه ، و الحسن و الحسين صفوة اللّه ، فاطمة خيرة اللّه ، على مبغضيهم لعنة اللّه . « 2 » و در اين شعر عبدى :
كان الاله وليّها * و أمينه جبريل خاطب
اشاره است به اين‌كه خداى تعالى ، فاطمه را به ازدواج على درآورد و اين پيوند را خود سرپرستى فرمود و جبرئيل امين نيز خطبه‌خوان آن بود . چه اين خبر از جابر بن سمره رسيده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا مىپنداريد كه من دخترم فاطمه را به ازدواج على بن ابى طالب درآوردم حال آنكه بزرگان قريش به خواستگارى وى آمدند و من نپذيرفتم ؟ در اين كار به انتظار خبر آسمانى ( وحى ) بودم تا آنكه در شب بيست و چهارم ماه رمضان جبرئيل به سوى من آمد و گفت : اى محمّد ، ( خداى ) علىّ اعلى بر تو درود مىفرستد ، او روحانيان و كروبيان را در جايگاهى كه به آن « افيح » گويند ، به زير درخت طوبى جمع كرده ، فاطمه را به ازدواج على درآورد . مرا نيز فرمان داد كه
هامش
نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 3 / 257 ؛ ذخائر العقبى ، طبرى 60 ؛ الرياض : 2 / 167 ، 158 ، 155 ؛ الفرائد ، حمّويى باب 49 ؛ جمع الجوامع ، سيوطى در ترتيب آن : 6 / 394 ؛ طبقات شعرانى : 2 / 55 چنين است كه على گفت : انا الصدّيق الاكبر ، لا يقولها بعدى الّا كاذب . ( 1 ) . معارف ، ابن قتيبه 73 ؛ ذخائر 58 ؛ به نقل از ابن ايوب و عقيلى ؛ الرياض : 2 / 157 ، 155 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 3 / 257 ، 251 ؛ جمع الجوامع : 6 / 405 بنا بر آنچه در ترتيب آن آمده است . ( 2 ) . تاريخ ، خطيب بغدادى : 1 / 259 ؛ المناقب ، خوارزمى 240 .