حفاظ ، گنجى شافعى « 1 » و ابن ابى الحديد « 2 » و حافظ سيوطى در جمع الجوامع به طورى كه ترتيب آن آمده است « 3 » ، حديث را آوردهاند .
صورت سوم نقل اين حديث :
از امير مؤمنان است كه فرمود : چون اين آيه :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد پيغمبر بنى مطلب را فراخواند و خوراك كمى براى آنان فراهم كرد و فرمود : به نام خدا ! از اطراف ظرف طعام بخوريد ، كه بركت از زبر آن نازل مىشود ، و دست خود را پيش از ديگران بر آن نهاد ، ديگران نيز خوردند تا سير شدند سپس قدحى شير خواست و نخست خود آشاميد سپس به آنها نوشاند ، و نوشيدند تا سيراب شدند ، ابو لهب گفت :
پيشتر شما را جادو كرد ، پيغمبر فرمود : اى بنى مطلب ! من براى شما آيينى آوردهام كه مانند آن را كس ديگرى هرگز نياورده است ، اينك شما را به گواهى دادن بر اينكه خدايى جز خداى يگانه نيست دعوت مىكنم و به سوى اينچنين خدايى و كتابش فرا مىخوانم .
آنها از اين سخنان نگران و پراكنده شدند ، پيغمبر بار ديگر آنها را فراخواند و ابو لهب مثل بار اول بيهودهگويى كرد ، و آنها نيز كار ديروز را تكرار كردند و پيغمبر در حالى كه دستش را دراز كرده بود ، فرمود : كيست كه با من بيعت كند ، تا برادر و همراه من و سرپرست شما پس از من باشد ؟ من ( على عليه السّلام ) دست خويش را پيش بردم و گفتم : با تو بيعت مىكنم و در آن روز من با شكمى كلان كوچكتر از همه حاضران بودم و پيغمبر ، آن چنان كه فرموده بود با من بيعت كرد . ( و نيز از على است كه فرمود : خوراك را من درست كرده بودم . )
حافظ ابن مردويه به اسناد خود اين حديث را آورده و بنا بر آنچه الكنز آمده « 4 » ، سيوطى ، اين حديث را ، در جمع الجوامع از او نقل كرده است .
صورت چهارم
هامش
( 1 ) . الكفاية 89 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة : 3 / 255 .
( 3 ) . جمع الجوامع در ترتيب آن : 6 / 408 .
( 4 ) . الكنز : 6 / 104 .