- آيا به على كه امام هدايت است و هم به عثمان ، اميد داريد .
- اين دو مايهء اميد ، سخت با هم مخالفند .
- و نيز به معاويه و پيروان او كه خوارج نهروان را برانگيختند اميدواريد .
- امام ايشان در رستاخيز ، آن فرومايهء مؤمن به شيطان است . « 1 »
ابن معتز اين ابيات را بدون ذكر حديث آورده است :
- در چاشتگاهى پيغمبر به جانب حسنين كه براى بازى از خانه خارج شده بودند ، آمد و آن دو را در آغوش گرفت ،
- و در اين حد گرامى داشت ، كه به ايشان « فدايتان شوم » گفت و آنها را بر دوش خود نشاند ، چه نيكومركبى ! و چه خوب سوارانى ! « 2 »
مرزبانى نيز 6 بيت از آن قصيده را بدون ذكر حديث آورده و اين ابيات را افزوده است :
- خدا در برابر انعام احمد ، بهشت برين را از جانب ما ، پاداش بنى هاشم قرار دهد .
- چه همهء افراد اين خاندان ، پاكنهاد و پاكسرشت و خوشخوى و شيرينسخناند .
امينى گويد : اين قصيده ، متضمّن احاديثى دربارهء دو امام سبط حسن و حسين عليهما السّلام است كه برخى از ابيات آن را بازگو مىكنيم .
اتى حسن و الحسين النّبىّ * و قد جلسا حجره يلعبان
در اين بيت اشاره به حديثى است كه طبرانى و نيز ابن عساكر به نقل از ابو ايوب انصارى « 3 » آورده است كه مىگفت : بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وارد شدم و حسن و حسين در دامان او بازى مىكردند ، گفتم : اى پيغمبر خدا ! آنها را دوست مىدارى ؟ فرمود : چگونه دوست ندارم حال آنكه گلهاى خوشبوى بوييدنى دنياى منند .
و از جابر است كه گفت : به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمدم و او حسن و حسين را به پشت داشت و به چهار دست و پا راه مىبرد و مىفرمود : نيكو شترى است شتر شما و شما نيز
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 259 .
( 2 ) . طبقات ، ابن معتز 8 .
( 3 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 3 / 314 .