تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
سخنگويان نادان ، آن فراهم‌آرندگان ناآگاه ، آن نويسندگان بىكنكاش و آن نسبت دهندگان بىپروا ، صادر شده بود ، مرا به تعجب نمىانداخت ، امّا شگفتا كه اين سخن ، از مردى است كه خود را جستجوگر مىداند و خويشتن را ، انسان عصر طلايى ، عصر نور و روزگار كاوش مىشناسد . روزگارى كه به بلاى وجود اين دكتر و ياوه‌سرايان و دروغ‌پردازانى چون او گرفتار آمده است ، مردمى كه مىخواهند گروه بزرگ و بزرگوارى از امت اسلامى را با نسبت كفرآميز تناسخ و حلول ، خوار و زبون كنند تا گروه مخالف ، با اعتقاد به كفر اين دسته ، آنان را دشنام دهند و اين دسته نيز از شنيدن چنين نسبت نادرستى به خشم آيند و كار به سرانجام ناستودهء پراكندگى و جدايى انجامد و آرزوى آنكه طه حسين را به چنين كار ناروايى مىگمارد و وادار مىكند ، نيز همين است . آيا جستجوگرى از اين مرد نپرسيده است : مصدر اين نسبت نادرست چيست ؟ آيا در كتابى از كتب شيعه خوانده‌اى يا از شيعه‌اى شنيده‌اى ؟ يا خبر چنين نسبتى از ناحيهء دانشمندى از دانشمندان اماميّه به تو رسيده است ؟ اين شيعه و كتاب‌هاى اوست كه از نخستين روز تا به امروز ، به كفر قائلان به تناسخ و حلول ، حكم كرده است ، و به برائت از آنان گرايش دارد . پس چرا اين دكتر ، پيش از آنكه چنين تهمتى زند و چنين ناروايى نويسد ، به اين كتب مراجعه نكرده است ؟ آرى ، قبل از او ، ابن حزم اندلسى در كتاب الفصل نسبت تناسخ را به سيّد داده است و تو اى خواننده ! ابن حزم و جدل‌هاى وى را در جلدهاى گذشته بازشناخته‌اى . « 1 » امّا قول به رجعت از سنخ قول به تناسخ و حلول نيست ، زيرا كتاب و سنت به آن ناطق است همانطور كه تفصيل آن ، در كتب كلامى آمده است و تاليفات جداگانهء اعلام نيز ، متضمن اين مطلب هست . و آنكه وقوفى بر اخبار و اشعار و حجت‌آورىهاى سيّد دارد ، مىداند كه ساحت وى از اين نسبت‌هاى ناروا دور است ، اگر اين دكتر از آن كسانى نباشد كه كوشش بسيار در محبّت خاندان پيغمبر و مهرورزى و ستايشگرى و جانبدارى از آنان را سخافت داند .
هامش
( 1 ) . الغدير : ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 323 - 339 .