تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بياضى گذشت ، براى او درخواست رحمت كرد ، و بار ديگر چنان كه در خواب نصر بن مزاحم گفتيم ، براى او پاداش خير خواست و او را ثنا گفت و بار سوم چنان كه در حديث سيوطى گذشت ، دربارهء او چنين فرمود : بوركت و بورك قومك . و امام سجّاد زين العابدين عليه السّلام نيز درباره‌اش چنين گفت : خداوندا ! او را به خوشبختى زنده بدار و به شهادت بميران و پاداش دنيوى او را به وى بنما و ثواب اخرويش را برايش ذخيره فرما ! و ابو جعفر باقر عليه السّلام نه يك بار ، بلكه در چند مورد مانند ايّام تشريق در منى ، و غير آن روى به كعبه آورد و دربارهء او به درخواست رحمت و آمرزش دعا كرد و بار ديگرى به او فرمود : پيوسته به روح القدس مؤيّد باشى . و يكى از دعاهاى آن امام درباره كميت در ايّام البيض ، دعايى است كه شيخ اقدم ابو القاسم خزّاز قمى در كفاية الاثر فى النصوص على الائمة الاثنى عشر به اسناد خود از كميت آورده است كه گفت : به خدمت مولايم ابى جعفر محمّد بن على باقر عليه السّلام رسيدم و گفتم : اى فرزند رسول خدا ! ابياتى دربارهء شما سروده‌ام كه اجازه مىخواهم بخوانم . فرمود : ايّام البيض است . گفتم : يابن رسول اللّه ! اين اشعار منحصرا در ستايش شما است . فرمود : بخوان . شروع به خواندن كردم تا به اينجا رسيدم : - روزگار مرا به خنده انداخت و گرياند كه روزگار اين دگرگونىها و گونه‌گونىها دارد . - گريه‌ام براى آن نه نفرى است كه در نينوا گرفتار آمدند ، و همگان گروگان كفن‌ها شدند . امام باقر عليه السّلام گريست ، و ابو عبد اللّه نيز گريه كرد و از پشت پرده صداى گريهء كنيزى را نيز شنيدم و چون به اين گفتهء خود رسيدم : - و ياد شش تن فرزندان عقيل كه بهترين سواركار بودند و دشمن ، آنها را پناه نداد ، - و نيز ذكر على ، آن نيكمردى كه سرور آنها بود ، اندوه مرا برمىانگيزاند . امام عليه السّلام گريست و سپس فرمود : هيچ كس نيست ، كه ذكر ( مصيبت ) ما كند و يا در نزد او از مصيبت ما ياد كنند و از ديدگانش سرشكى هرچند چون پر پشه‌اى بريزد ، مگر آنكه خداوند خانه‌اى براى او در بهشت مىسازد و آن اشك را سدّ راه او و آتش دوزخ كند . و چون به اين ابيات رسيدم :