تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
همين حكمت الهى است و هيچ‌گونه ملازمه‌اى با اهليّت و صلاحيت او نخواهد داشت چنان كه سخن امير مؤمنان عليه السّلام را در اين‌باره ملاحظه نموديد كه فرمود : چون پرچم فرماندهى را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به نام عمرو ( در غزوهء ذات السلاسل ) بست ، با او شرطى كرد كه بدان عمل نكرد ! ! و دليل بر اين حقيقت گفتار ابى عمرو و غير او است داير بر اينكه : عمرو بن عاص بر اهل اسكندريه مدعى شد : كه آنها معاهدهء خود را نقض نموده‌اند و با اين توطئه و نيرنگ بر آنها هجوم برد و نبرد نمود و اسكندريه را فتح كرد و عدهء زيادى از آنها كشت و خاندانى از آنها را اسير نمود . عثمان در اين اقدام بر عمرو خشمگين شد و بهانهء عمرو را به پيمان‌شكنى اهل اسكندريه ، درست و مطابق واقع تلقى نكرد ! لذا ، امر كرد اسيران آنها را به محلهاى خود برگردانند و عمرو را از حكومت مصر عزل نمود و به جاى او عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح عامرى را به ولايت و حكومت منصوب نمود و همين عمل باعث بدبينى و كينه‌توزى بين عمرو بن عاص و عثمان شد ، و پس از اينكه اين كينه و عداوت آشكار شد ، عمرو با خاندان خود از اجتماع دورى گزيد و در ناحيه‌اى از فلسطين اقامت گزيد و گاهگاهى به مدينه سرى مىزد و در خلال اقامتش در مدينه ، از عثمان و بعضى ديگر زبان به طعن و نكوهش مىگشود « 1 » . پيش از عثمان ، عمرو بن خطاب عمرو را به حكومت مصر گماشت و تا آغاز حكومت عثمان در آن مقام باقى بود ولى در اثر عزل او از مقامش و محروميّت حاصله از حكومت مصر ، كينهء عثمان در قلب او آتش افروخت به حدى كه پس از اطلاع از كشته شدن عثمان ، شاد شد و در مقام خودستائى و حماسه‌سرائى برآمد و چنين گفت : من ( با ذكر كنيهء خود - ابو عبد اللّه ) ، كسى هستم كه اگر زخمى را پيش از التيام بفشارم ، آن را به خون مىاندازم ، بارى چنان كه ذكر شد ، عثمان در آغاز خلافتش ، او را از حكومت مصر عزل ، و فقط وظيفهء پيشنمازى به دو سپرد . و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح را مأمور
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 435 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 2 / 112 .