ولى در مورد اين شخص ( ابو الاسود دوئلى ) اگر او را طلب كنم و نظر ترا دربارهء او اجرا نمايم ، و او با قدرت بيان خود در برابر مؤاخذه و تهديد من مقاومت كند من كسى را ندارم كه در مقابل او به معارضه برخيزد . و ممكن است سخن و معارضهء او باعث خشم و ناراحتى من گردد ؛ زيرا من از مقصود و سويداى دل او مطلعم و صلاح در اين است كه هرگونه تظاهرى در حضور ما مىكند از او پذيرفته گردد و از مكنونات واقعى او تفحص نكنيم و در بقيهء مطالب او را به حال خودش واگذاريم .
عمرو گفت : من يار و رفيق تو بودم در روزى كه قرآنها بر سر نيزهها رفت ، و تو به نحوهء فكر و راى من مطلعى و صلاح نمىبينم كه بر خلاف رأى من رفتار كنى ؛ چه من از خيرانديشى و صلاحديد در كارهاى تو دريغ نكردهام ! بفرست او را حاضر كنند و خود را در مقابل او عاجز و ناتوان قلمداد مكن تا ترا بكوبد و منكوب سازد !
معاويه به دستور عمرو رفتار كرد و در پى ابو الاسود فرستاد كه حاضرش سازند ؛ و هنگامى كه وارد مجلس شد سومين كس بود ، معاويه به او خوشامد گفت و سپس مورد خطابش قرار داد و گفت : من و عمرو بن عاص دربارهء اصحاب محمّد مناقشه و منازعه داشتيم ، دوست دارم نظر و عقيدهء ترا در رفع اين نزاع و مناقشه بدانم . ابو الاسود گفت : يا امير المؤمنين ! آنچه مىخواهى سؤال كن . معاويه گفت : اى ابو الاسود ! كدام يك از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله محبوبتر بودند ؟ معاويه به طرف عمرو بن عاص نظرى افكند و سرى تكان داد و سپس دنبالهء سؤال خود را گرفت و به ابو الاسود گفت : بنابراين كدام يك از آنها در نظر تو برتر و افضلند ؟ ابو الاسود گفت : آنكس كه تقواى او زيادتر و خوف او در دين از ديگران بيشتر بود ، معاويه در اين موقع بر عمرو خشمناك شد و سپس به ابو الاسود گفت : بنابراين كدام يك از آنها داناتر از ديگران بود ؟ گفت : آنكس كه بيشتر از همه در گفتار خود از خطا مصون بود و سخنش رساتر و كاملتر بود . معاويه سؤال كرد :
كدام يك از اصحاب ، شجاعتر از سايرين بود ؟ ابو الأسود جواب داد : آنكس كه در ميدانهاى جنگ رنج و محنت بيشترى را محتمل شد و در مقابل حملات دشمن بردبارتر بود . معاويه گفت : كدام يك از اصحاب بيشتر مورد وثوق و اطمينان پيامبر خدا
الغدير ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢١٥