تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
كردى براى تو معتبر و نافذ باشد ! معاويه گفت : مگر نه اين است كه فرمان تو دربارهء حكومت مصر است ؟ عمرو گفت : مگر نه اين است كه حكومت مصر براى من در عوض بهشت است و كشته شدن پسر ابى طالب بهاى آتش دوزخ است كه از اهلش آنى جدا نمىگردد و پيوسته در دوزخ گرفتارند ؟ معاويه گفت : اى ابا عبد اللّه ، فرمانى كه براى حكومت مصر به تو اعطاء كرديم در اعتبار خود باقى است ؛ اگر پسر ابى طالب كشته شود . تو ، آهسته در اين‌باره سخن بگو ، مبادا اهل شام سخن ترا بشنوند . در اين موقع عمرو خطاب به اهل شام نمود و گفت : اى گروه مردم شام ! صفوف خود را منظم كنيد ؛ جمجمه‌ها خود را به پروردگارتان بسپاريد و از خداى خود كه مىپرستيدش ، استعانت جوئيد ، و با دشمن خود نبرد كنيد ؛ آنها را بكشيد و دنباله‌شان را قطع كنيد و در مقابل مشكلات و پيشامدهاى جنگ صبور و بردبار باشيد ، همانا زمين از آن خداست كه به هر كس از بندگانش بخواهد بهره مىدهد و فرجام كار به نفع اهل تقوى خواهد بود « 1 » . اين سخن ، بزرگترين كلامى است كه بر ضعف دين اين مرد ( عمرو ) دلالت مىكند . زيرا ، اين كلماتى كه عمرو ( در مقابل معاويه ) گفت ، مىرساند كه حق امير مؤمنان على عليه السّلام را شناخته و تباهى و فساد كار مخالفين و مبارزين با او را تشخيص داده است با اين همه مردم را به نبرد با آن جناب تحريص مىكند و حقيقت امر را بر مردم مشتبه مىسازد ، بنابراين بايد دانست كه اين استدلال رد بر نظر و عقيده كسانى است كه عمل عمرو را از روى اجتهاد و يا عدالت او نيكو مىدانند ! !

19 - عمرو و برادرزاده‌اش

عمرو عاص ، برادرزاده‌اى « 2 » هوشيار و زيرك داشت از قبيله بنى سهم كه از مصر نزد او آمد و به او گفت : اى عمرو ! به من بگو ، تو در ميان قريش با چه عقيده و رأيى زندگى مىكنى ؟ ! دين خود را دادى و به دل آرزوى دنياى غير خودت را مىپرورانى ! ! آيا
هامش
( 1 ) . كتاب صفين ، ابن مزاحم / 123 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد . ( 2 ) . در شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، پسر عمو مذكور است .