تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اگر اين امر صورت قطعى به خود بگيرد و امر خاتمه يابد و تو گمنام و مهجور باشى ؛ باعث كوچك شدن تو خواهد شد ؛ بنابراين مصلحت آن است كه به اهل شام ملحق شوى و خود چون ديگرى دستى برآرى و در مقام خونخواهى عثمان قيام كنى ، بدين وسيله است كه تو با بنى اميّه راه سلامت را پيموده‌اى . عمرو ، در جواب گفت : امّا نسبت به رأى تو اى عبد اللّه ! خير و صلاح دين مرا در نظر گرفته‌اى ، ولى تو اى محمّد ! خير و صلاح دنياى مرا پيشنهاد كردى و اكنون بايد من در اين دو امر مطالعه كنم ، شب‌هنگام ، خانوادهء او عمرو را مىديدند كه اين اشعار را با صداى بلند مىخواند : - شب‌هنگام ، افكار و حوادث كوبنده بر من چيره گشت و مرا در ترس و انديشه‌هائى قرار داد كه چهرهء موانع و گرفتاريها از آن جلوه‌گر بود . - پسر هند ( معاويه ) خواهان ديدار من است ، و همين امر است كه مايهء فساد و تباهى از آن توليد مىشود . - جرير ، نامهء على را براى معاويه آورده ؛ نامه‌اى كه زندگى او را تلخ و تنگى و دشواريها ، او را فراگرفته . - پس اگر با موافقت من ، او به آرزوى خود برسد نامه را رد مىكند ، و اگر به آرزوى خود نرسد خوارى و بيچارگى دامنگير او مىشود ! - به خدا قسم ، نمىدانم چه كنم ، در حالى كه من ( در اين‌گونه امور ) چنين زبون و درمانده نبودم ؛ - او پيوسته مرا به سوى خود كشانده و اكنون مرا به سوى اجراى مقاصد خود سوق مىدهد ! ! - آيا با او مكر كنم ؟ اينكه صفتى است پست و نكوهيده ! و يا خود را فداى او كنم و با او با كمال خيرانديشى همكارى نمايم ؟ ! - و يا در خانهء خود بنشينم كه براى شخص سالخورده‌اى چون من كه پيوسته از مرگ مىهراسم ، آرامش و راحتى است .