تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بعد از اين سخن نظير سخن اولى كلبى را ذكر نموده و ابياتى كه ذكر شد به ابو سفيان حارث بن عبد المطلب نسبت مىدهد و گويد : هزار درهم جايزه قرار داده شد براى كسى كه از عمرو بن عاص وضع مادرش را كه بدنام بود سؤال نمايد ، هنگامى كه عمرو بن عاص فرمانده مصر بود ، آن مرد به نزدش رفت و گفت : آمده‌ام تا نسبت به مادر فرمانده معرفت پيدا كنم . عمرو گفت : آرى ، او زنى از قبيلهء عنزه منسوب به بنى جلان بود ، نامش ليلى و لقبش نابغه بود ، حال برو پاداشى كه برايت تعيين شده بگير ! « 1 » حلبى در كتاب خود « 2 » در باب نكاح زناكاران و نكاح جمع ، كه در زمان جاهليت از اقسام زناشويى محسوب مىشد ، گويد : نكاح زناكاران چنين معمول بوده كه گروهى با زن زناكار يكى پس از ديگرى همبستر مىشدند و اگر آن زن باردار مىشد بعد از وضع حمل بچه به كسى ملحق مىشد كه شبيه‌تر به او باشد . و نكاح جمع چنين بوده كه جمعى كمتر از ده نفر با زنى زناكار از آن سرى كه پرچم داشتند همبستر مىشدند و چون باردار مىگشت و وضع حمل مىنمود و چند شب از آن مىگذشت آن جمعى را كه با او همبستر شده بودند ، مىطلبيد و آنها هم مجبور به آمدن بودند و نزد آن زن جمع مىشدند . سپس رو مىكرد به آن جمع و مىگفت : شما همگى از عملى كه با من انجام داده‌ايد ، مطلعيد ؛ اكنون من فرزندى به‌وجود آورده‌ام . بعد به هريك از حاضرين كه علاقمند بود خطاب مىكرد : اى فلان ! اين فرزند از آن تو است و در نتيجه نوزاد ملحق به او مىشد و او هم حق امتناع نداشت ولو هيچگونه شباهتى به نوزاد نداشته باشد و يا شباهتش از ديگران كمتر باشد ؛ روى اين حساب احتمال مىرود كه مادر عمرو بن عاص از اين دسته بوده است . اين احتمال بدين جهت است كه گفته شده : چهار نفر با او همبستر شده‌اند ؛ عاص ، ابو لهب ، اميه ، و ابو سفيان و هريك از آنها ادعا كرد كه عمرو فرزند من است ، ولى نابغه عمرو را به عاص ملحق نمود چون او مخارج دخترانش را عهده‌دار بود و مىشود كه مادر عمرو را از دستهء اوّل زناكاران شمرد به دليل اينكه گفته
هامش
( 1 ) . الكامل مبرد ؛ عيون الاخبار ، ابن قتيبه : 1 / 284 ؛ الاستيعاب ، ابن عبد البر ؛ شرح نهج البلاغة : 2 / 100 ؛ جمهرة الخطيب : 2 / 19 . ( 2 ) . السيرة الحلبية : 1 / 46 .