تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
داستان مادر او ليلا عنزيّه جلانيّة است كه در شهر مكّه ، مشهورترين زناكاران و ارزان‌ترين فاحشه‌ها بود ! و پس از آنكه عمرو از او متولد شد ، پنج نفر از كسانى كه با او همبستر شده بودند ادعاى فرزندى عمرو نمودند ؛ ولى ليلى فرزند را به عاص ملحق نمود چه عمرو به عاص بيشتر از كسان ديگر شباهت داشت و عاص به ليلى بيشتر از ديگران پول مىداد . اين داستان را ، اروى دختر حارث بن عبد المطلب هنگامى كه بر معاويه والد شد ذكر نموده است . معاويه پس از خوشامد گفتن و احوال‌پرسى از وى پرسيد كه بعد از ما حال تو چون بود ؟ اروى گفت : اى برادرزادهء من ! تو هرآينه در قبال نعمت ناسپاسى كردى ! و در دوستى و رفاقت با پسر عمّت بدرفتارى نمودى ! و خود را به غير نام خود ناميدى ! و امرى را كه حقّ تو نبود به دست گرفتى ، چه تو و پدرانت هيچ‌گونه سابقهء خدمت نسبت به اسلام نداريد ! ابتدا آنچه را كه محمّد آورد انكار نموده و كافر شديد ؛ در نتيجه خداوند شما را منكوب و هلاك فرمود و روى خلق را از شما برگرداند تا اينكه حق به اهلش رسيد و سخن خداوند برترى يافت و پيغمبر ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله به‌رغم مشركين بر دشمنان نصرت و پيروزى يافت . ما خاندان نبوت ، از جهت بهره‌مندى از دين و قدر و منزلت بر خلق برترى و بزرگى جستيم تا آنكه خداوند پيامبر خود را بعد از زدوده شدن نسبت‌هاى ناروا از او به ديگر سراى برد ؛ و درجه‌اش را بلند فرمود و پسنديده و بزرگوارش داشت . بعد از درگذشت پيامبر ، ما خاندان او در ميان شما به منزلهء قوم موسى در دست فرعونيان درآمديم كه اولادشان را مىكشتند و زنانشان را به اسيرى مىبردند ! و پسر عمّ رسول خدا بعد از وفات حضرت چون هارون شد در دوران جدائيش از موسى ! آنگاه كه هارون از قوم خود شكوه به موسى برد و گفت : اى پسر مادرم ! اين قوم در غياب تو ، مرا خوار و زبون شمردند و نزديك بود مرا بكشند . در نتيجهء ( جفاكارى شما ) بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پراكندگى ما جمع نشد و دشوارىهايمان آسان نگشت ، ولى ( بدانيد ) كه سرانجام امر ما بهشت است و سرانجام شما آتش . در اين هنگام عمرو بن عاص به اروى گفت : اى پيره‌زن گمراه ! سخن كوتاه كن ! و