شاعر را بشناسيم
عمرو ، پسر عاص ، پسر وائل ، پسر هاشم ، پسر سعيد ، پسر سهم ، پسر عمرو ، پسر هصيص ، پسر كعب ، پسر لوىّ قرشى ، ابو محمّد و ابو عبد اللّه مىباشد .
وى از پنج نفرى است كه به تيزهوشى مشهور بودند . هرفتنهاى از او آغاز مىشد و به دو سرانجام مىگرفت ! در شر و فساد و دروغسازى و فتنهانگيزى مسلّط و وارد و بدين صفات ، مشهور همگان بود و كتب و تاريخ گوياى اين احوالند . اگر بخواهيد عنان سخن را در زمينههاى فجور و نابكارى رها كرده راه افراط را پيش گيريد ، كافى است كه داستان اين شخص را در نظر گيريد ، چنان كه در سخنان صحابهء نخستين خواهيد ديد ، چه اين عنصر فاسد و فرومايه و پست و بداصل ، در كردار و رفتارش جز پليدى و نابكارى و جور وجود نداشته ! ! و درخور هرگونه نكوهش مىباشد . شرح احوالش از چند نظر جاى بررسى و تحقيق مىباشد .
نسبش
پدر او كسى است كه صريح قرآن او را ابتر لقب داده است .
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ .
« 1 » و عقيده و گفتار بسيارى از مفسرين و علماء ، مؤيد اين معنى است « 2 » . هرچند كه در بعضى از تفاسير اين لقب ( ابتر و بلا عقب بودن ) بين عاص ، ابو جهل ، ابو لهب و عقبة بن ابى معيط و جز آنها مردّد مانده ؛ ولى حق مطلب همان است كه فخر رازى بيان كرده و گويد :
تمامى نامبردگان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نكوهش كردهاند منتهى عاص بن وائل ( پدر عمرو ) بيش از همهء آنها در اهانت و سرزنش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دم زده و آن جناب را نكوهش نموده است .
و آيه هرچند كه همهء نامبردگان را شامل مىشود ولى شمول آيه به اين لعين مؤكد و مخصوص مىباشد . لذا مشهور در بين مفسرين اين شده كه مراد از ابتر عمرو بن عاص
هامش
( 1 ) . كوثر 108 / 3 ، هرآينه نكوهشكنندهء تو ابتر و بلاعقب است .
( 2 ) . طبقات ، ابن سعد : 1 / 151 ؛ المعارف ، ابن قتيبه 124 ؛ تاريخ ، ابن عساكر : 7 / 330 .