نمىفرمود و بطورى كه گذشت ضمن برنامه كه براى او مرقوم فرمود اين كلام را به او نمىنوشت : و از آنچه خداوند به تو آموخته به خواص و نزديكان خود بياموز . . . چه آنكه عامل و نمايندهء خليفه در مركز فرمانروايى خود مرجع تمام اين امور است و هرمشكل دينى بدست او گشوده شود و كليد هرمشكلى بدست او است ، همچنانكه امامت نماز جمعه و جماعت مختص به او است و به ناچار خليفه مسلمين كسى را از جانب خود بر قسمتى از قلمرو حكومت اسلامى مىگمارد كه شايستگى تمام اين امور را داشته باشد و براى برآوردن تمام خواستههاى مردم آن منطقه مجهز و آماده و آزموده باشد .
ماوردى گويد : هرگاه خليفه امير و فرمانروايى را بر اقليمى بگمارد فرماندهى و امارت او شامل دو قسمت است : قسمت همگانى و قسمت ويژه .
امّا بخش عمومى آن نيز داراى دو جنبه است : امارت و فرماندهى كه بر مبناى اختيار و تحت نظر و ارادهء شخصى كه منصوب شده قرار مىگيرد و خليفه تمام امورى كه مربوط به شئون دنيوى و اخروى مردم آن ديار است از آن شخص مىخواهد و خود او را خليفه اختيار كرده و برگزيده و قسم ديگر آن نوع فرماندهى است كه از روى اضطرار و ناچارى و چون از او شايستهترى وجود نداشته براى سرپرستى يك عدهاى او را برمىگمارد .
امّا نوع اوّل كه فرماندهى و امارت از روى اختيار براى سپردن تمام امور مردم به يك شخص باشد ، شامل كارهاى محدود و بر سيرهء رويه جاريه و سوابق امر پايهگذارى مىشود و عهدهدار نمودن كسى را به اين سمت براساسى است كه خليفهء وقت امارت و فرماندهى شهر و يا منطقه و اقليمى را به شخصى واگذار كند و اختيار تصرف در تمامى امور آن منطقه را بر مبناى سوابق كار و عمل فرماندهان گذشته به او واگذار نمايد . در اين صورت او در آنچه كه گذشتگان انجام دادهاند حق اظهارنظر دارد و نسبت به نظريات آنان در آن موارد خاص او نيز داراى نظر است و لذا نظر او در آن موارد شامل هفت مورد است :
1 - رأى و دستور دربارهء سپاهيان و جايگزينكردن آنان در اطراف مرزها و جيرهبندى كردن حقوق آنان ، مگر در موردى كه خليفه خود اندازهء خاصى را در نظر گرفته باشد كه
الغدير ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٣٥