صاحب كتاب الدرجات الرفيعه گويد : قيس در تمام غزوهها در ركاب رسول خدا حاضر و پرچمدار آن حضرت بود و پرچم انصار را به دوش مىكشيد ، در روز فتح مكّه رسول خدا پرچم را از پدرش سعد گرفته و به او داد . خطيب گويد : قيس پرچم رسول خدا را در بعضى از جنگها به دوش مىگرفت « 1 » . در تاريخ طبرى و تاريخ ابن اثير چنين آمده است : او پرچمدار انصار بود همراه رسول خدا و از صاحبنظران و انديشمندان بود و هيبتى بس تمام داشت « 2 » . در كتاب استيعاب « 3 » چنين آمده است : در آن هنگام كه رسول خدا در فتح مكّه پرچم خود را از دست سعد گرفت و به دست قيس سپرد ، على را فرستاد تا پرچم را از دست سعد گرفته و به پسرش قيس بدهد ، على هم اين دستور را انجام داد . موقعيت و پايگاه او در دوران امير المؤمنين على عليه السّلام از اين قرار بود : بارها امير المؤمنين را بر پيكار با معاويه و كشتن وى وادار كرده و بر جنگ با مخالفين برمىانگيخت و چنين مىگفت : اى امير المؤمنين ! در روى زمين محبوبتر از تو كسى را نداريم كه زمام امور ما را به دست گيرد و براى اقامه عدل و داد و اجراى احكام اسلامى بهپا خيزد ، زيرا ستارهء فروزان و راهنماى شب تار ما هستى ، تو پناهگاه مايى كه در سختىها به تو پناه آورده و اگر ترا از دست دهيم زمين و آسمان ما تيره خواهد شد ، ليكن به خدا سوگند اگر معاويه را به حال خود گذارى كه هرحيله و مكرى كه مىخواهد انجام دهد ، آهنگ مصر كرده به سوى آنجا خواهد رفت و وضع يمن را به هم خواهد ريخت و طمع در ملك عراق خواهد نمود ، همراه او عدهاى از مردم يمن هستند كه كشتن عثمان و ريختن خون او به عنوان يك جنايت و يك ظلم و ستم در عروق آنان جاى گرفته و دلهاشان مملو از كينهجويى و انتقامگيرى از قاتلين عثمان است ، آنان به جاى اينكه دنبال علم و يقين روند و حقايق را از ديدى واقعى بنگرند به ظن و گمان اكتفا كرده و به جاى يقين ، شك را گرفته و به جاى خوبىها دنبال هواى نفس رفتهاند ، مردم حجاز و عراق را با خود حركت بده و او را در تنگنا قرار ده و از چند جهت محاصرهاش كن و كارى كن كه
هامش
( 1 ) . تاريخ ، خطيب : 1 / 177 .
( 2 ) . تاريخ ، ابن اثير : 3 / 106 .
( 3 ) . الاستيعاب : 2 / 537 ؛ سيره ، حلبيه 3 / 93 ؛ حاشيهء سيره ، حلبيه از زينى دحلان : 2 / 265 .