كس كه با حق همراه باشد از عدالت منحرف نمىشود و نزديكان و خواص را بر سايرين مقدم نمىدارد . پيروى از هواى نفس مكن كه پيروى هواى نفس ترا گمراه و از راه خدا باز مىدارد ! همانا آنان كه از راه خدا منحرف مىشوند براى آنها عذاب و شكنجهاى سخت است ، زيرا روز حساب را فراموش كرده و از ياد بردهاند !
غياث گويد : هنگامى كه امير المؤمنين آمادهء نبرد با معاويه شد نامهء ديگرى به قيس نوشت به اين مضمون :
امّا بعد : عبد اللّه بن شبيل احمسى را جاى خود بگذار و نزد ما بيا ، زيرا مسلمين گرد يكديگر جمع شده و همگى مطيع و فرمانبردار شدهاند ، در آمدن شتاب كن من به زودى در اوّل ماه در « دو محلّه » حاضر خواهم شد و منتظر تو هستم و فقط به انتظار تو ايستادهام . خداوند براى ما و تو در تمام كارهايمان به آنچه خوب و شايسته است حكم فرمايد و مقدر نمايد .
طبرى و ابن كثير از زهرى نقل كرده است كه وى گويد : على عليه السّلام قيس بن سعد را به سرپرستى مقدمه سپاه خود كه همگى از مردمان عراق تا مرز آذربايجان بودند گمارد و اداره امور اين حدود را به او واگذار كرد و او را فرمانده شرطة الخميس - كه از اختراعات اعراب است و چهل هزار نفر بودند كه با على عليه السّلام بيعت كرده بودند كه تا آخرين لحظه زندگى و تا دم مرگ با آن حضرت باشند - قرار داد ، قيس اين سپاه و اين عده را تحت فرماندهى خود اداره مىكرد تا وقتى كه امير المؤمنين كشته شد و امام مجتبى حسن ابن علىّ جانشين آن حضرت گرديد و حكومت عراق را به دست گرفت . « 1 »
داستان زيركى قيس
خواننده در ضمن بررسى تاريخ زندگى قيس ، شواهد قويّهاى بر حذاقت و كاردانى او خواهد يافت ، چه اينكه موقعيت نظامى او در جنگها و پيكارها و انديشههاى ژرف و عميقش در نبردها و نظريات او در قضايا و رويدادهاى مهم و افكار و انديشههاى بلند او
هامش
( 1 ) . تاريخ ، طبرى : 6 / 91 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 8 / 14 .