مردى بزرگوار و باسخاوت و شجاع و پسنديده بود « 1 » .
قيس در اشعارى كه دربارهء خود سروده چنين گويد :
- من از قوم يمانين آقا و رئيس قبيله هستم و مردم هم دو دسته هستند : يا فرمانده و يا فرمانبردار .
- اصل و مقام من بر همه مردم غلبه كرده و همه را تحت الشعاع قرار داده است و داراى اندامى كشيده و قوى هستم كه بر همه مردان از اين جهت برترى دارم .
پدرش يكى از دوازده نقيب و بزرگانى است كه اسلام قوم خود را براى رسول خدا ضمانت كردند . و نقيب به معناى ضامن و آنكس كه اختيارى كسى را در دست دارد « 2 » .
رياست و فرمانروايى او
وى در زمان زندگى رسول خدا به منزلهء رئيس پليس در دستگاه فرماندهى بود كه وظايف و ماموريتهاى شهرى را انجام داده و عهدهدار اجراى دستورات امنيتى و انتظامى در شهر مدينه بود « 3 » .
در بعضى جنگها پرچم انصار را او به دوش مىكشيد و در ركاب پيامبر حركت مىكرد . گاهى او را براى جمعآورى ماليات و زكات به اطراف مىفرستادند و از كسانى بود كه انديشه و نظريهاى داشت و به آرايش احترام گذاشته مىشد . « 4 » بعد از رحلت رسول اكرم در دوران حكومت امير المؤمنين آن حضرت او را به استاندارى مصر تعيين كرد و فرمانرواى پاك و منزه مصر گرديد .
قيس از شيعيان على و طرفداران و خيرخواهان او بود و طرف مشورت آن حضرت بود ، در صفر سال 36 به استاندارى مصر مأمور شد و حضرت به او فرمود : به سوى مصر
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن كثير : 8 / 99 .
( 2 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 1 / 86 .
( 3 ) . صحيح ، ترمذى : 2 / 317 ؛ سنن ، بيهقى : 8 / 155 ؛ مصابيح البغوى : 2 / 51 ؛ استيعاب : 2 / 38 ؛ اسد الغابه :
4 / 215 ؛ الاصابه : 5 / 354 ؛ تهذيب التهذيب : 6 / 394 ؛ مجمع الزوايد : 9 / 345 .
( 4 ) . تاريخ ، ابن عساكر ؛ تاريخ ، ابن كثير : 8 / 99 .