حركت كن من ترا به ولايت آنجا مأمور كردم . در خارج مدينه بمان و دوستان و افرادى كه محل اطمينان تو هستند با خود از اينجا ببر تا آنگاه كه وارد مصر مىشوى با جمعيتى انبوه وارد شوى و شكوه و عظمتى داشته باشى ، اين كار چشم دشمنان را ترسانيده و دل دوستان را خشنود و باعث عزّت و شوكت آنان مىشود ، هرگاه ان شاء اللّه به مصر وارد شدى به نيكوكاران نيكويى كن و بر اشخاص مشكوك سخت بگير و با تمام افراد خاص و عام ملايم و مهربان باش ، زيرا مدارا و نرمى با يمن و بركت است .
قيس در جواب گفت : اى امير المؤمنين ! خداى ترا رحمت كند ، آنچه را كه فرموديد فهميدم ، امّا لشكر و سپاه را من در خدمت شما مىگذارم كه در موقع نياز به آنها ، نزديك شما باشند و اگر يك وقتى به آنان كارى داشتيد و خواستيد آنها را به جايى بفرستيد در حضور شما باشند و فورا بروند و من همراه خانوادهام به مصر مىروم و امّا سفارشى كه راجع به خوشخويى و مداراى با افراد فرموديد ، از خدا كمك مىخواهم كه بتوانم اين چنين كنم .
قيس همراه هفت نفر از افراد خانوادهاش به سوى مصر حركت كرد و در اوّل ماه ربيع الاول وارد مصر شد ، بالاى منبر رفته و نشست و خطبهاى خواند و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و گفت : سپاس خداوند را كه حق را آورد و باطل را از بين برد و ستمكاران را سركوب نمود .
اى مردم ما از بهترين فردى كه بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىشناختيم بيعت كردهايم ، به پا خيزيد و براساس كتاب خدا و سنت رسول او بيعت كنيد ، و اگر ما خود بر اين روش نباشيم بيعتى بر گردن شما نخواهيم داشت .
مردم از جاى حركت كرده و با او بيعت نمودند ، فرمانروايان مصرى همراه اهالى مصر در مقابل قيس سر تعظيم فرود آورده و امور مملكت مرتب گشت و نمايندگان خود را به اطراف و شهرها فرستاد جز دهكدهاى بنام « خربتا » كه مردم آنجا قتل و كشتن عثمان را كارى بس بزرگ دانسته و براى آنها بيعت با على عليه السّلام و نمايندهاش كار مشكلى بود ، مردى از بنى كنانه كه در آن قبيله زندگى مىكرد و به او يزيد بن حارث مىگفتند شخصى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٩٦