آوردهاند مادون مقام شامخ و ارجمند او است !
حلبى در كتاب خود سيره گويد : هركس بر آنچه كه بين او و معاويه رخ داد آگاهى يابد از وفور عقل و زيركى او دچار شگفتى خواهد شد ! ابن كثير گويد : على عليه السّلام او را به حكومت و استاندارى مصر برگمارد و او با زيركى و سياست و حيله خود با معاويه و عمرو عاص برابرى و مقاومت نمود « 1 » .
امام حسن عليه السّلام به عبد اللّه بن عبّاس فرمانده لشكر خود كه بر دوازده هزار تن از سواران نامى عرب و دانشمندان مصر و قاريان قرآن سمت فرماندهى داشت سفارش فرمود : در نبرد با معاويه در مواقع مهم به قيس مراجعه نمايد و با او مشورت كند و در سياست و اداره سربازان و سپاهيان راى و نظر او را به كار بندد . به طورى كه داستان آن خواهد آمد .
وجود قيس در طرف على و امام مجتبى بار سنگينى بود بر دوش معاويه و يارانش . آن هنگام كه از مصر به مدينه برگشت ، مروان و اسود بن ابو البخترى او را تهديد كرده تحت فشار قرار دادند ، قيس به خدمت امير المؤمنين پيوست .
معاويه نامهاى خشمآگين به اسود و مروان نوشت و تذكر داد كه شما دو نفر على را به واسطه قيس و افكار عاليهاش كمك نموديد و كارى كرديد كه قيس به طرف على رود ، به خدا سوگند اگر شما صد هزار جنگجو به كمك على مىفرستاديد نزد ما از اين بدتر نبود كه قيس را وادار كرديد نزد على رود و كمك كار او باشد « 2 » .
معاويه دل ياران خود را از راه ديگر به دست آورد و آنها را از جانب قيس با نامهاى كه به سوى او نوشت و جوابى را از قول او درست كرد و ساختگى بر مردم شام خواند مطمئن ساخت تفصيل اين داستان خواهد آمد .
قيس خود را در زيركى و تدبير برتر از همه و مقدم بر تمام نامآوران مىدانست و مىگفت : اگر نه اين بود كه از رسول خدا شنيدم مىفرمود : مكر و فريب در آتش است هر آينه من از مكارترين افراد اين امت بودم « 3 » و مىگفت : اگر اعتقاد اسلام من نبود حيلهاى
هامش
( 1 ) . البداية ، ابن كثير 99 .
( 2 ) . تاريخ ، طبرى : 6 / 53 .
( 3 ) . اسد الغابه : 4 / 215 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 8 / 101 .