1 . نسبت و تعامل طولى و وجودى شريعت ، طريقت و حقيقت كه واحد ذو مراتب و ذات مظاهرند .
2 . معرفت ، عقلانيت و محبّت سرمايههاى سلوك الى اللّه و تعالى وجودى انسان هستند .
3 . عشق و شوق مبناى حركت تكاملى و استكمال و استعلاى وجودى انسان چه قبل از كمال و چه پس كمال وجودىاند .
4 . حلم و بردبارى لازمه سلوك در همه مراتب و منازل معنوى است .
5 . فقرشناسى و فقرباورى وجودى و ذاتى در سير الى اللّه اصالت داشته و نقطه عطف سلوك عرفانى و جزء لاينفك كمالطلبى تا مرحله توحيد و ولايت و فنا و بقا است .
مؤلفههاى عرفان شريعتگرا و عرفان شريعتگريز
پس از آنكه در خصوص عرفان اسلامى و نسبت آن با شريعت در آغاز و انجام يا بدايت و نهايت سلوك و رهيافتهاى معرفتشناختى ، روانشناختى و جامعهشناختى عرفانهاى شريعتگريز بحثهايى را مطرح كرديم ، لازم است كه مؤلفههاى عرفان شريعتگرا و شريعتگريز نيز مطرح گردد تا معيارها و شاخصهاى تفكيك عرفانهاى اصيل از غير اصيل يا صادق از كاذب فراروى نسل تشنهء معرفت و معنويت قرار گرفته و گرفتار گرداب هبوط و سقوط به نام هدايت معنوى و سلوك عرفانى نشوند :
1 . مؤلفههاى عرفان شريعتگرا
عرفان اسلامى چون توحيدمحور و خداگراست و از سوى ديگر معادانديشانه و معادباورانه شكل و شاكله مىيابد به « راه و راهنما » و مسلك و سالك اسوه نيز كه در