تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
« اين رهروان هنگامى كه وارد مرحلهء توحيد شده ، پاى روى بساط قرب نهادند ، هر چه تا امروز داشتند و از آن خود مىديدند و در آن دعواى استقلال مىنمودند ، يك سره از دست داده و از آن حق ديده ، دعوى دروغين خود را پس مىگيرند . آن وقت است كه بزرگترين راحتى را درمىيابند و از مطلق رنج و تعب آزاد مىشوند و از هر ترس و اندوه رهايى مىيابند ، زيرا چيزى را مالك نيستند تا از رسيدن آسيبى بترسند يا از آسيبى كه رسيده باشد اندوهگين گردند . » « 1 » و علامه طباطبايى رحمه اللّه بحث از بحث مستوفى و كامل از طريق معرفت نفس و لوازم آن و استناد به حديث امام هفتم عليه السّلام « ليس بينه و بين خلقه حجاب الّا خلقه . . . » « 2 » مىنويسند : « و هذا الحديث الشّريف أجمل بيان لأحسن طريق ، فيبتدىء ، بالاسباب الواردة شرعا للانقطاع من التوبة و الانابة و المحاسبة و المراقبة و الصمت و الجوع و الخلوة و السهر و يجاهد بالأعمال و العبادات . . . » « 3 » لذا مىيابيم كه چگونه شريعت با همهء مراتب و ساحت‌هايى كه دارد براى اهل « معنا » در همه احوال و اطوار برنامه داشته و هرگز سقوط تكليف در هيچ شرايطى نخواهد بود ، تنها مراتب فهم و فعل ، علم و عمل ، معرفت و محبت ، عرفان ، عشق و عبادت آدميان در سلوك الى اللّه متفاوت است كه اختلاف تشكيكى و اشتدادى مراتب سالكان نه تنها نفى شريعت و سلب تكليف نيست بلكه مثبت و موجب تكليف در مراتب بالاتر و والاتر براى عارفان حقيقى است چنان كه سالكان ديار قرب و عارفان لقاء ربّ چشم و دلشان تنها به ياد محبوب و ذكر دوست روشن و آرام است و آتش شوق ديدار آنها را بيشتر به عبادت ، مناجات و لابه و ناله مىكشاند و اوّاب ، اوّاه ، منيب و مخبت هستند
وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ
« 4 » و همه اطوار و شئون وجوديشان شريعت‌گرايى است كه على عليه السّلام در دعاى كميل فرمود : « اسئلك بحقّك و قدسك و اعظم صفاتك و اسمائك ، ان تجعل اوقاتى من اللّيل و النّهار بذكرك معموره و
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، معنويت تشيّع ، ص 202 - 203 . ( 2 ) . توحيد صدوق ، ص 179 . ( 3 ) . رسالة الولايه ، فصل چهارم . ( 4 ) . غافر ، 13 .