حبّ صورت نمىگيرد زيرا چنانكه گذشت معرفت حقيقى ، راهى جز نسيان ماسوى ندارد . . . » . « 1 »
پس : 1 . معرفت نفس ( حصولى و شهودى ) 2 . مراقبت نفس در همه احوال و اطوار وجودى و منازل سلوكى كه البته به تناسب منزل و مقام و حال مراقبت معنا شده و معنا مىيابد ، لذا مراقبت در بندگى و عمل صالح و خلوص از مرز خلوص فعلى ( مخلصين ) تا منزلت خلوص ذاتى ( مخلصين ) استمرار مىيابد و هرگز بندگى و التزام به شريعت كه داراى ظاهر و باطن است و براى همه مراحل معنوى دستور العمل دارد از سالك جدا نمىشود .
3 . محبت و عشق حقيقى و خالص به خدا و محبوب يگانه و يكتا ، راه ورود انسان به بارگاه قدس ربوبى و توحيد حقيقى را مىگشايد تا تجلّيات الهى و افاضات ربوبى يكى پس از ديگرى بر سالك ريزش يابد و فيضان حق بر دل و جانش بنشيند و مراحل فناى افعالى ، فناى صفاتى و فناى ذاتى طىّ گردد و همه عالم و آدم به دليل فقر ذاتى و نياز نفسى آيت و آينه يا نشانى از آن بىنشان هستند به تعبير استاد جوادى آملى : « آيت ، بدان لحاظ كه نشانه است ، تنها غير را نشان مىدهد و از خود نشانى ندارد . جهان قطعا بىنشان است ، تا بتواند نشانهء آن بىنشان ديگر باشد ، اما بىنشان بودن انسان و جهان از باب سالبهء به انتفاء موضوع است ، يعنى او موجود مستقل نيست و بىنشان بودن خداى سبحان از باب « سالبه به انتفاى محمول » است يعنى او موجودى مستقل است ولى چيزى نمىتواند به حقّ او را نشان دهد . » « 2 » لذا انسان سالك به حقيقت راه يافته هرگز خويشتن را از شريعتگروى بىنياز ندانسته و هر مرحله به مرحله شدّت اشتياقش به شريعت و عمل به آن در قالب نماز ، روزه ، دعا نيايش و راز و نياز بيشتر مىگردد تا از رهگذر « عبوديت الهى » و محبت و مهرورزى صادقانه به محبوب سرمدى به مقام ولايت الهيّه راه يابد كه علامه طباطبايى رحمه اللّه فرمود :
هامش
( 1 ) . شيعه ، ص 164 - 165 .
( 2 ) . شمس الوحى تبريزى ، ص 285 .