تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و معارج تكاملى به صورت ديالكتيكى و ديناميكى چون رشد يك دانهء گندم و . . . ، وجود رياضت‌هاى سلوكى ، عشق و محبت ، كشف و شهود صورى و معنوى و . . . 2 . ريشه‌هاى فرهنگى اعم از ترويج معنويت و عرفان در جامعه ، وجود كرامات و كارهاى خارق العاده ، نوشتن يا تأليف و ترويج كتابهاى سلوكى و كمالات و كرامات اهل معنا و معرفت و انگيزه‌افزايى در ميان نسل جوان جامعه نسبت به عرفان ، وجود جذبات عرفان و عارفان قرين با گرايش‌هاى فطرى آدميان به انس و ذكر و خلوت و . . . 3 . واقعيت‌هاى عمومى در سطح جامعه اعم از وجود انسانهاى سالك حقيقى و راستين و در كنار آن باز شدن دكّان داعيه‌داران و مدّعيان سير و سلوك و حتى در آميختگى نامتجانس و بلكه ناجوانمردانه عرفان ناب با عرفان كاذب و دروغين به گونه‌اى كه عرفان‌هاى غيردينى و سكولار و ليبراليستى نيز با سوء استفاده از عرفان‌گرايى جامعه اسلامى انقلابى و استفاده ابزارى از عرفان و سير سلوك در قالب عرفان درمانى ، انرژى درمانى ، تله‌پاتى ، هيپنوتيزم ، احضار روح ، تجربه‌هاى عرفانى شهودى ، دعا درمانى ، معناگرايى و . . . هسته‌ها ، حلقات و انجمن‌هاى ذهن‌خوانى ، تقويت اراده ، تسخير طبيعت ، مثبت‌انديشى ، و . . . را تشكيل داده و برخى نيز به نام مهدويت ، عرفان عملى و سير و سلوك ، اجازه داشتن از بزرگان معرفت و معنا خواسته و ناخواسته ، با غرض و بىغرض عرفان ناب را دچار آفات و خطراتى كردند كه بجاى راهنمايى ، رهزنى مىكنند و چون راه رفته و طيّ مقامات معنوي نكرده‌اند و زمام هدايت فكري و معنوي نسل جوان را بدست گرفته‌اند يا آنها را خلوت گزيده و عزلت‌پيشه و در خود و خلسه فرورفته و يا دچار توّهمات و تخيلات و پندارزدگى در حوزه عرفان مىنمايند و هنوز با الفباى معارف اسلامى و عرفان ناب آشنايى نداشته خود را عارف و استادان خويش را قطب و قدوه عارفان و سالكان مىنامند و مىدانند و تسليم مطلق آنها گشته‌اند و يك جانبه‌گرايانه مىروند و مراد و استادان آنها