قرمز » محسوب شده و همه در برابر « ثقلين » تعهد و التزام داريم و هرگز مراد و پير را فراتر از كتاب و سنّت ندانيم كه كژانديشى و كژروى محض است .
ب ) در طول سلوك عملى از بدايت تا نهايت و آغاز تا انجام فقط « شريعت » ملاك است يعنى « شريعت محورى » در همه سطوح و ساحتهاى سلوكى مبنا و ميزان عمل خواهد بود كه شريعت از حدوث تا بقاء حضور داشته و به بهانه طريقت يا حقيقت ساقط نخواهد شد بلكه تكليف در مراحل بالاتر و سطوح والاتر بيشتر و سنگينتر است . « 1 »
ج ) معيار سنجش اعمال و ميزان تشخيص كشف و شهود انسان كامل معصوم و صاحبان ولايت كلّيهء الهيّه هستند و بس .
آسيبشناسى رابطه مريد و مرادى
چنان كه اهل معرفت و سلوك قاعده « الرفيق ثم الطريق » را در اهميت ، منزلت ، ضرورت و ميزان تأثيرگذارى استاد راه و پير طريق مطرح كردند به همان اندازه نيز شناخت آفات درونى و برونى و آسيبهاى نظرى و عملى ساحت سلوكى و عرفان عملى مهم و حسّاس است به خصوص اگر به واقعيتهاى تلخ و شيرين عصر جديد پيرامون عرفان عملى و گرايش به سلوك عرفانى توجه نمائيم اين اهميت و حسّاسيت بيشتر خودنمايى مىكند لذا به برخى ريشههاى نياز به آسيبشناسى و سپس خود آسيبها و راههاى درمان آنها مىپردازيم :
الف ) ريشههاى نياز به آسيبشناسى رابطه مريد و مراد
1 . ريشههاى معرفتى اعم از عمق و ظرافت عرفان عملى و برخوردارى از مدارج
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، محمد حسين ، الميزان ، ج 6 ، ص 270 305 ؛ رسالة الولايه ، ص 46 47 ، ترجمه صادق حسنزاده ، رساله قشيريه ، ص 20 ، 30 ، 42 ؛ نفحات الانس ، ص 13 ؛ حلية الاولياء ، ج 10 ، ص 121 ؛ فتوحات مكيّه ، ج 4 ، ص 544 و . . .