نيز انحصارگرايانه دستورهاى ولايى صادر مىنمايند و خويش را نماينده اسلام و جانشين امام زمان ( عج ) معرفى مىكنند و از صفاى ذهنى و صدق درونى و گرايشهاى معنوى نسل جوان استفادههاى نادرست مىكنند :
اى بسا ابليس آدم رو كه هست * پس به هر دستى نشايد داد دست
ب ) آسيبشناسى رابطه مريد و مرادى
1 . چون عرفان درونى و رازها و اسرار آن در سلوك عملى پنهان است شناخت صادق از كاذب ، صالح از طالح در حوزه مرادشناسى و مريدى بسيار دشوار است و خود سرچشمه آسيبهاى فراوانى خواهد شد .
2 . عارفان راستين و استادان عامّ شايسته ، جامع و كامل معمولا و غالبا مجهول ، در پرده ، و اهل خلوت هستند و از « شهرت » و شناخته شدن اجتناب مىنمايند و غيبت آنها در جامعه ، زمينه حضور نااهلان و ناواردان در عرصه سير و سلوك خواهد شد .
3 . نبودن شاخصهاى ثابت و معيارهاى دقيق براى ارزيابى مدعيان راهبرى و ارشاد .
4 . وجود انحراف در فرقههاى مختلف صوفيه به خصوص پس از قرن دهم و يازدهم به اين طرف و وجود عناصر درس ناخوانده ، غير مجتهد در اصول و فروع دينى و سپس داشتن حلقات ذكر و مجالس وعظ و اندرز و نماز جماعتهاى . . . كه جامهء چوپانى پوشيده و باطن درنّدهخو و خونآشام دارند و خود را در ميان گوسفندان رام و بىآزار پنهان كردهاند و دنبال شكار مىگردند و شكارچى نامردى هستند . تا به جايى كه برخى سادهانديشان مراد خويش را تا حد عصمت پيش برده و اطاعت محض و بىچون و چرا از آنها مىنمايند و اصل را با فرع اشتباه گرفته و فروع را بجاى اصول نشاندهاند و عقل خويش را تعطيل كرده و چشم و گوش بسته دنباله روى مدّعيان دروغين سير و سلوك هستند حال اگر ديديم كه استادى داراى ويژگىهاى زير است :