جذبه به سلوك مىپردازد كه بارقههاى الهى و انقلاب درونى و عشق فطرى او را به جوشش مىآورد و « كشش » معشوق او را در صراط « كوشش » قرار مىدهد كه حضرت معبود برخى را به كمند جذبهء خويش كشيده و مو كشانش تا كوى دوست مىكشد و يا سالك در اثر مجاهدت و رياضت معقول و مشروع جذب تجليّات ربوبى گشته و نفحات انسى و قدسى حقّ مجذوبش مىكند و به سوى مطلوب كه ديدار با دلبر و دلدار است سوق و سير مىدهد كه اصطلاحا طايفهء اول در مقام سير و سلوك را « مجذوب سالك » و طايفهء دوم را « سالك مجذوب » مىنامند . بههرحال چنان كه استاد شهيد مطهرى اشاره كردند : « سالك براى اينكه به قلّهء منيع انسانيّت يعنى « توحيد » برسد از كجا بايد آغاز كند و چه منازل و مراحلى را بايد به ترتيب طى كند و در منازل بين راه چه احوالى براى او رخ مىدهد و چه وارداتى بر او وارد مىشود و البته همهء اين منازل و مراحل بايد با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته كه قبلا اين راه را طى كرده و از رسم و راه منزلها آگاه است صورت گيرد و اگر همّت انسان كامل بدرقهء راه نباشد خطر گمراهى است .
عرفا از انسان كاملى كه ضرورتا بايد همراه نو سفران باشد گاهى به « طاير قدس » و گاهى به « خضر » تعبير مىكنند :
همتم بدرقه راه كن اى طاير قدس * كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم
ترك اين مرحله بىهمرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى « 1 »
انسان سالك و متكامل در سير و سلوك استكمالى خويش بايسته و شايسته است كه در پرتو هدايت ، عنايت و حمايتهاى ظاهرى و باطنى « انسان كامل مكمّل » كه عين صراط مستقيم و سبيل قويم الهى و خليفه و حجت الهى است به بارگاه توحيد ناب دست يابد چه اينكه خضر طريق و پير راه و مرشد كامل در هويت اصيل عرفان
هامش
( 1 ) . مطهرى ، مرتضى ، م ، آ ، ح 23 ، ص 26 27 ، چ اول ، 1383 ، انتشارات صدرا .