ب . زهد وارستگى در فضول زندگى به سه دليل :
1 . وقت را آباد ساختن
2 . اضطراب را از دل زدودن
3 . آراستگى به زينت پيامبران و صديقان
ج . زهد وارستگى از خود زهد كه به سه چيز حاصل مىگردد :
1 . كوچك شمردن دنيا
2 . يكسانى احوال در دارايى و نادارى و ميل و ترك به دنيا
3 . ناديدن عمل خويش با نگرش به حقيقت . « 1 »
مقام چهارم : « فقر »
فقر يعنى تهيدستى ، تنگدستى و درويشى است و در عرفان صفت « عبد » است كه سالك عرفانى فقر محض خويش به خدايش را ادراك نموده و شناخته و باور دارد و لذا فانى در معبود شده و اوصاف و حتى وجود خويش را مرهون عنايت و مديون لطف خدا بداند و پير هرات « مقام فقر » را براساس سالكان طريق به سه درجه تقسيم نموده است :
أ . فقر وارستگان
ب . فقر به معناى بازگشت به گذشته خويش تا ارج و منزلت براى اعمال خويش قائل نشده ، به خود بها نداده و دل نبستن به كمالات و مقامات خود .
ت . فقر عارفان كه دريافت بيچارگى خود ، خود را در قبضه قدرت حق ديدن و درك و دريافت يگانگى و تجريد حق در همه شئون حيات خويش . « 2 »
هامش
( 1 ) . راه و رسم منزلها ( شرح منازل السائرين ) ، ج 1 ، ص 187 .
( 2 ) . راه و رسم منزلها ، ج 1 ، ص 436 .