تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
گر سالك او منازلى سير كند * خود مسلك نيستى بود منزل ما « 1 » سالك راه تو ز اول و اصل است * كاين ره از سر تا به پايانش تويى « 2 » سالكان راه را محرم شدم * ساكنان قدس را همدم شدم خون شدم جوشيده در رگه‌هاى عشق * در دو چشم عاشقانش نم شدم « 3 » به هنگام خزان در اين خراب آباد بنشست * بهار آمد كه بهر وصل او بار سفر گيريم « 4 »
و امام رحمه اللّه در مصباح الهدايه سفرهاى چهارگانه « انسان به سوى خدا » را چنين ترسيم كرده‌اند و تقرير و تفسير خاص نسبت به آنها را ارائه كرده‌اند : الف . سير از خلق به حق مقيد نه حق مطلق . ب . سير از حق مقيد به حق مطلق . ج . سير از حق به سوى خلق حقى به واسطه حق . د . سير از خلقى كه همان حق است - يعنى از حق اعيان ثابته - به سوى خلق - يعنى به سوى اعيان خارجى - به وسيله حق - يعنى به وجود حقانى خودش . « 5 »

ج . سفرهاى هفت‌گانه عرفانه از ديدگاه احمد غزالى

احمد غزالى در كتاب « بحر الحقيقه » سير و سلوك را در « هفت بحر » با چينش خاصى ارائه داده‌اند كه عبارتند از : بحر معرفت : معرفت و گوهر آن « يقين » است و اين معرفت عبارت است از غرق شدن عارف در وجود ، جمال و كمال او . بحر جلال : جلال و گوهر آن حيرت است . بحر وحدانيت : كه گوهر آن حيات است .
هامش
( 1 ) . ديوان امام ، ص 44 . ( 2 ) . ديوان عطار ، ص 680 . ( 3 ) . ديوان شمس ، ص 616 . ( 4 ) . ديوان امام ، ص 182 ، ( فرهنگ ديوان امام ) . ( 5 ) . مصباح الهدايه الى الخلافه و الولايه ، ص 208 - 207 .