گر سالك او منازلى سير كند * خود مسلك نيستى بود منزل ما « 1 »
سالك راه تو ز اول و اصل است * كاين ره از سر تا به پايانش تويى « 2 »
سالكان راه را محرم شدم * ساكنان قدس را همدم شدم
خون شدم جوشيده در رگههاى عشق * در دو چشم عاشقانش نم شدم « 3 »
به هنگام خزان در اين خراب آباد بنشست * بهار آمد كه بهر وصل او بار سفر گيريم « 4 »
و امام رحمه اللّه در مصباح الهدايه سفرهاى چهارگانه « انسان به سوى خدا » را چنين ترسيم كردهاند و تقرير و تفسير خاص نسبت به آنها را ارائه كردهاند :
الف . سير از خلق به حق مقيد نه حق مطلق .
ب . سير از حق مقيد به حق مطلق .
ج . سير از حق به سوى خلق حقى به واسطه حق .
د . سير از خلقى كه همان حق است - يعنى از حق اعيان ثابته - به سوى خلق - يعنى به سوى اعيان خارجى - به وسيله حق - يعنى به وجود حقانى خودش . « 5 »
ج . سفرهاى هفتگانه عرفانه از ديدگاه احمد غزالى
احمد غزالى در كتاب « بحر الحقيقه » سير و سلوك را در « هفت بحر » با چينش خاصى ارائه دادهاند كه عبارتند از :
بحر معرفت : معرفت و گوهر آن « يقين » است و اين معرفت عبارت است از غرق شدن عارف در وجود ، جمال و كمال او .
بحر جلال : جلال و گوهر آن حيرت است .
بحر وحدانيت : كه گوهر آن حيات است .
هامش
( 1 ) . ديوان امام ، ص 44 .
( 2 ) . ديوان عطار ، ص 680 .
( 3 ) . ديوان شمس ، ص 616 .
( 4 ) . ديوان امام ، ص 182 ، ( فرهنگ ديوان امام ) .
( 5 ) . مصباح الهدايه الى الخلافه و الولايه ، ص 208 - 207 .