معرفت : سالك در اين مرحله در اثر مراقبت نفس و مواظبت بر طاعت الهى از جنبه خلقى و بشرى خويش فانى گشته و در معروف سلطان ازل مستغرق مىگردد و از تجليات اسمائى بهرهمند مىگردد و به « ولايت معنوى » نائل مىگردد .
استغفار : در اين مرحله سالك بر اثر رهايى از تعلقات و اعتباريات از وسائل مادى بىنياز شده و از تجليات صفاتى حضرت حق سبحانه بهرهور مىشود .
تجريد و توحيد : در اين مرحله سالك ماسواى الهى و كثرات عالم را مستهلك در ذات بىمثال الهى مىبيند و آفتاب درخشنده حق را پرتوافكن عالم آدم و جهان پيدا و پنهان مشاهده مىكند .
حيرت : سالك در اين مرحله از خويشتن و ماسواى خود يعنى آفاق و انفس غافل و بىخبر مىگردد و نمىداند كه باقىاند يا فانى ؟ و قلب سالك محل بارقههاى اسرار و رموز الهى و رازهاى غيبى است و حقايق مرموز معنوى - بدون تصرف و خيال - بر زبانش جارى مىگردد .
فقر و فنا : در اين مرحله سالك به مقام تجلى ذاتى حق ( مقام ولايت ) دست يافته و تنها « هستى مطلق » و « وجود ناب » را شهود مىكند و به فناى مطلق مىرسد . اين مرحله « وحدت تام » الهى در فناى تام سالك به او رو مىآورد .
ب . اسفار چهارگانه از ديدگاه امام خمينى رحمه اللّه
سلوك كه عبارت از سير در مراتب وجود به قصد وصول به كمال يعنى نيل به حقيقت است و سير و سفر كه توجه قلب به حق تعالى است در بسيارى از نوشتههاى منظوم و منثور امام خمينى رحمه اللّه متبلور شده است كه به برخى از آنها و اشعار ديگران اشاره خواهد شد :