عشق آن بگزين كه جملهء انبياء * يافتند از عشق او كار و كيا » « 1 »
و در فراز ديگرى مىنويسند : « . . . « در انسان عشق نامحدود است و محبوب و معشوق حقيقى انسان ، كمال مطلق و ذات نامحدود است . عشق و علاقهء انسان به محدودها عشق مجازى است نه حقيقى يعنى به اعتبارى مظهريّتى است كه از معشوق حقيقى دارد و به قول مولوى به اعتبار جرعهاى است كه بر اين خاك ريخته شده است و اگر انسان به معشوق و محبوب حقيقى خود برسد و عشق حقيقى خود را بازيابد آرام و قرار خواهد گرفت . . . » « 2 » .
و ملا صدراى شيرازى مىگويد : « عشق دوگونه است : 1 . حقيقى كه عشق به حق تعالى و صفات و افعال او از آن حيث كه فعل اوست ؛ 2 . عشق مجازى كه عشق به ماسواى اللّه است و دو قسم است : الف ) عشق نفسانى كه مبدأ لطافت و صفات درونى عاشق است ب ) عشق حيوانى كه منشأ آن شهوات جسمانى است » « 3 » .
ويژگىهاى عشق حقيقى و مجازى
اهل معرفت براى هركدام از عشقهاى حقيقى و مجازى ويژگىها و شاخصهايى تعيين كردهاند كه براى شناخت و بازشناخت آنها ضرورى است كه از جملهء آنها استاد شهيد مطهرى است و خلاصه ديدگاه ايشان چنين است .
1 . عشق حقيقى ، عشق به پايدارها و جاودانههاست و عشق مجازى ، عشق به ناپايدارها و فناپذيرهاست .
2 . در عشق حقيقى ، وصال به معشوق عشق را شديدتر ، سوزندهتر و حركت را بيشتر و فزايندهتر مىكند و در عشق مجازى وصال به معشوق ، ميرانندهء عشق و
هامش
( 1 ) . مقالات فلسفى ، ج 2 ، ص 170 .
( 2 ) . همان ، ص 136 .
( 3 ) . الاسفار الاربعه ، ج 7 ، ص 174 .