تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

تقسيم عشق

« عشق مرتبهء عالى محبت است » « 1 » و عشق از « عشقه » به معناى « ميل مفرط » است « 2 » و به تعبير علامه جعفرى « عشق قابل تعريف علمى نيست ، زيرا نه محسوس است و نه معقول ، درحالىكه در دو قلمرو « حسّ و عقل » تأثير دارد . اگر تعريف‌كننده ، خود عشق مىورزد مسلما تعريف او صحيح نخواهد بود زيرا اين پديدهء غيرعادى به تمام انديشه و مشاعر او مسلّط است به عنوان مثال اگر عاشق بخواهد عشق را تعريف كند مفاهيم موجود در تعريف با وضع روانى عاشق رنگ‌آميزى مىشود و به اصطلاح مولوى بوى عشق مىدهد . » « 3 » به قول عطار :
پرسى تو ز من كه عاشقى چيست ؟ * روزى كه چو من شوى ، بدانى
البته ناگفته نماند كه ريشه عشق « فطرت » انسان است بلكه « فطرت هستى » و « حبّ به بقا » در همه هستى « كمال‌جويى و جمال‌طلبى » را تعبير كرد تا عالم و آدم مخمور به عشق خدا كه كمال و جمال مطلق است باشند و شراب شيدايى به آن در جام جانشيان سر ريز گشته است و دست محببو مطلق و معشوق سرمدى با تربيت تكوينى عالم را واله و سرگشتهء خويش نمود كه :
آتش عشق است كاندر نى فتاد * جوشش عشق است كاندر مى فتاد
پس به تعبير ملاصدراى شيرازى عشق سارى و جارى در تمام عالم وجود است و در انسان عشق شدّت بيشترى دارد كه در ارتباط و نسبت معرفت و عشق باهم است « 4 » و به همين وزان كه عشق داراى دو خصوصيت است : الف ) تعبيرنابردار و تعريف‌ناپذير ب ) سريان كلى در عالم و جريان فراگير و عميق و شديد در آدم يعنى حضور در هستى و ظهور در انسان ، به همين وزان « عشق » تقسيم‌پذير و داراى مراتب
هامش
( 1 ) . ابن عربى ، الفتوحات المكيّه ، ج 2 ، ص 121 . ( 2 ) . ابن منظور ، لسان العرب ، ج 9 ، ص 224 . ( 3 ) . نقد و تحليل مثنوى ، ج 3 ، ص 147 . ( 4 ) . اسفار اربعه ، ج 7 ، فصل 15 .
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 296 | ميرزا أحمد الآشتياني / محمدجواد رودگر